- مرجع دانلود جدیدترین مقالات و پاورپوینت

دانلود مقاله درباره بررسی تاثیرات مثبت و منفی تلویزیون بر کودکان

یكى از مسائلى كه از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه هاى گوناگون علوم انسانى را به خود جلب كرده و موجب قلم فرسایى این اندیشمندان شده، مسئله «رابطه تلویزیون با كودك و نوجوان» است. مقاله حاضر ابتدا به قابلیت هاى تلویزیون و برنامه هاى كودكان و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخى از تأثیرات مثبت و منفى تلویزیون بر كودكان و نوجوانان از جمله پركردن اوقات فراغت، جامعه پذیرى، یادگیرى، اختلال در فعالیت هاى كودكان، و نیز تأثیر فیلم هاى مربوط به بزرگ سالان بر كودكان، و تأثیر آگهى هاى تلویزیونى و خشونت را مورد بررسى قرار داده و در پایان، راه كارهایى براى به حداقل رساندن كاركردهاى منفى آن ارائه نموده است.

كلیدواژه ها: تلویزیون، كودك، كاركرد، رسانه، اجتماع، اوقات فراغت، اجتماعى شدن.

مقدمه

روزها مى گذرد و صنعت همچنان بر تعداد و تنوع تولیدات خود مى افزاید و بدون وقفه، یكى یكى آنها را به دست انسان ها مى سپارد و از دور، به نظاره عملكرد انسان ها با این تازه واردها مى نشیند.

تلویزیون پدیده اى است عجیب كه چندى است وارد زندگى انسان ها شده و به گونه اى معجزه آسا تقریباً همه خانه ها را اشغال كرده است; چنان كه توجه بیشتر اندیشمندان را به خود معطوف داشته است. به همین دلیل، گروهى از پژوهشگران آن را وسیله اى براى نابودى جامعه انسانى مى دانند. در مقابل، گروهى دیگر آن را وسیله اى براى سرعت بخشیدن و بالا بردن توانمندى بشر محسوب مى دارند.

در این مقاله، سعى شده است رابطه تلویزیون و كودك و برخى از جنبه هاى تأثیرگذار تلویزیون بر كودك مورد بررسى قرار گیرد و در پایان، اشاره اى كوتاه بر چشم انداز تلویزیون و كودك داشته باشد.

پیش از ورود به اصل موضوع، لازم است به نكات ذیل توجه شود:

وقتى درباره تأثیر تلویزیون بر كودك سخن مى گوییم، در واقع نظرى دو بعدى را بیان مى كنیم; به این معنا كه مطلبى را درباره تلویزیون و مطلبى را درباره كودك بیان كرده ایم. بنابراین، لازم است هم قابلیت هاى كلى تلویزیون مورد نظر قرار گیرند و هم قابلیت هاى كلى كودك.

قابلیت هاى تلویزیون

كسى نمى تواند مدعى شود كه تلویزیون براى كودكان صرفاً خوب یا بد است. براى برخى كودكان در برخى شرایط، برخى برنامه هاى تلویزیونى زیان بخش است، براى سایر كودكان در همان شرایط یا براى همان كودكان در شرایط دیگر، تلویزیون مى تواند سودمند باشد. براى بیشتر كودكان در اغلب شرایط، بیشتر برنامه هاى تلویزیون خنثاست و زیان و یا سود خاصى ندارد; زیرا تلویزیون هم مثل دیگر مصنوعات بشرى كاركردهاى سه گانه در دو بُعد آشكار و نهان دارد:

كاركردهاى مثبت (نهان و آشكار)

كاركردهاى منفى (نهان و آشكار)

كاركردهاى خنثا (نهان و آشكار)

با توجه به این تقسیم بندى، تلویزیون نه صرفاً عاملى است كه زندگى طبیعى انسان ها را به خطر اندازد و نه وسیله اى است مطلقاً براى پیشبرد اهداف بشر. در این زمینه، دیوید سالكید در گفتوگو با مجله لایف مى گوید:

من روشن فكرى هستم كه نگران تلویزیون است. برخى چیزهاى خوب در آن است. این چیزهاى خوب مثل جزایرى مرجانى در اقیانوسى از زباله هستند... . تلویزیون مرا دیوانه كرده است; چراكه واقعاً دوستش دارم، در حالى كه چیز كثیفى است; مثل زن بسیار زیبایى كه نفرت انگیز به نظر مى رسد. تنها ]راه [درست كردن آن (تلویزیون) تهذیب گروهى است كه تلویزیون را اداره مى كنند.

قدرت تلویزیون

تلویزیون از یك سو، رسانه اى است كه همه قواى ادراكى انسان (عقل، خیال و وهم) را تحت تأثیر قرار مى دهد. از این رو، یكى از ویژگى هاى متمایزكننده تلویزیون كیفیت و جذابیت آن است. این ویژگى، جزو جداناشدنى این رسانه است. تمركز و توجه چشم و گوش را مى طلبد، توجه را به حركت در یك فضاى كوچك معطوف مى كند. این جعبه جادویى كنار میز غداخورى و یا هر جایى كه مناسب تر تشخیص داده شود، قرار داده مى شود. استفاده كننده از تلویزیون به بیرون رفتن از خانه و تهیه بلیط نیاز ندارد، بدون آنكه از صندلى خود بلند شود، مى تواند با استودیو، صحنه هاى نمایش و دوربین هاى خبرى در دور دست ها ارتباط دیدارى و شنیدارى برقرار كند. همچنین تلویزیون تصاویرى پویا به شكل نمادین، همراه با زبان و صدا و موسیقى منتقل مى كند. از این رو، كلیه شرایط لازم براى توجه و جذب در این رسانه فراهم آمده است و این ویژگى تلویزیون را به قدرتمندترین رسانه جمعى از سایر رسانه ها متمایز مى كند.

بنابراین، از طریق تجربه كردن روش نمادینى كه رسانه هاى گوناگون را از یكدیگر متمایز مى كند، كودكان این امكان را به دست مى آورند تا آن دسته از مهارت هاى لازم فكرى را كسب كنند كه موجب مى شود با تأثیر بیشترى از طریق آن رسانه ها یاد بگیرند. یادگیرى از طریق رسانه ها، بستگى به پرورش كافى رفتارهاى مربوط به مهارت هاى كلى و نیز مهارت هایى دارد كه براى استفاده از رسانه اى خاص به شكل ویژه موردنیاز است. از سوى دیگر، تلویزیون وسیله اى براى بمباران اطلاعات است، و همین دو علت تأثیرات تلویزیون بسیار عمیق و ماندگار است.

قابلیت هاى كودك

كودك» به فرد داراى سنین بین 5/2ـ 12 ساله گفته مى شود. بنابراین، با توجه به این شرایط سنّى:

  1. 1. كودك نسبت به تلویزیون، هم فعّال است و هم منفعل. كودك نسبت به تلویزیون این توانایى را دارد كه گزینشى برخورد كند. البته هرقدر كودك بزرگ تر مى شود این ویژگى بارزتر مى گردد.
  2. 2. ذهن انسان در دوران كودكى و نوجوانى كاملا تأثیرپذیر است و به راحتى شرطى مى شود.
  3. 3. اولین تجربه مستقیم كودك با تلویزیون، عموماً از دو سالگى شروع مى شود; ابتدا به صورت تقلیدى، بعد به صورت اختیارى و در نهایت، در سه سالگى انتخابگر مى شود.
  4. 4. سن 5/2 سالگى میانگین سن تماشاى منظّم در كودكان است.
  5. 5. در سن 6 سالگى، كودك معمولا با تمامى رسانه هاى سمعى و بصرى آشنا مى شود و دل بستگى و ارجحیتى قوى در مورد برنامه هاى تلویزیونى در وى ایجاد مى گردد.
  6. 6. توجه كودك به صفحه تلویزیون نه پیوسته است و نه منفعل. میزان توجهى كه كودكان حاضرند به هر برنامه مبذول دارند به طور مستقیم، بستگى دارد به اینكه سمعى ـ بصرى بودن آن، معناى خاصى برایشان داشته باشد و یا زمان كافى در اختیار آنها قرار بگیرد تا معنا و مفهوم موردنظر را جذب كنند. از این نگاه، شكل برنامه ها اهمیت بسیارى دارد.
  7. 7. برخى از عواملى كه موجب مى شوند توجه كودك دوباره به صفحه تلویزیون برگردد عبارتند از: الف. آشنایى قبلى با صداها یا موسیقى، در صورتى كه آنچه اتفاق مى افتد از نظر بصرى نیز مورد علاقه واقع شود. ب. تغییر بلندى و كوتاهى صدا; 3. صداى بچه ها; 4. جلوه هاى ویژه صدا; 5. صداهاى غیرعادى; 6. خنده; 7. صداى زنانه; 8. موسیقى هاى گوناگون.

با توجه به نكات مزبور، مى توان گفت: مدت قریب ده سال از دوران ارزشمند عمر براى تماشاى برنامه هاى تلویزیونى، آن هم با شگردهایى كه صاحبان قدرت، میزان تأثیرگذارى بر كودك را به شدت افزایش مى دهند، زمان بسیار زیادى است تا كودك طى این زمان، به آنچه آنها مى خواهند، مبدّل گردد.

ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون

تلویزیون به عنوان وسیله اى براى شكل دادن افكار عمومى، با زیر پوشش قرار دادن معضلات اجتماعى و مسائل مربوط به سیاست داخلى و خارجى و همچنین با عرضه برنامه هاى تفریحى و نمایشى اش، نقش خود را مى نمایاند، بدون توجه به نوع برنامه اى كه از آن پخش مى شود; مجله هاى خبرى، موسیقى ها، مسابقه هاى تلویزیونى، نمایش مجموعه ها و مانند آن.

این وسیله ارتباطى در هر حال، ملزم به ارائه یك پیام ایدئولوژیك است. تعدّد و گوناگونى روش ها و فنونى كه به وسیله برنامه سازان به كار گرفته مى شود در واقع بیانگر مجموعه اى از اصول و گرایش هاى ایدئولوژیك حاكم بر تلویزیون و یا به تعبیر دیگر، مبین آن وظایف اصلى است كه در زمینه ایدئولوژى از سوى طبقه حاكم بر تلویزیون تعیین مى شود. این ایدئولوژى منعكس كننده وضع ملّى، فرهنگى و سیاسى خاص هر كشور است.

براى مثال، ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون هاى غرب، سرمایه دارى است كه آن را به عنوان یك نظام و روش زندگى ارج نهاده است و تمام فعالیت ها، نه تنها تلویزیون، بلكه تمام رسانه ها باید در این زمینه باشند. در تاریخ آمریكا، بارها مشاهده شده كه كسانى كه حتى كوچك ترین بى توجهى به این ایدئولوژى حاكم داشته اند دچار ورشكستگى شده اند. بنابراین، این یك قانون كلى است.

در كشور ما نیز ایدئولوژى حاكم بر تلویزیون، باید از نظام حاكم ـ یعنى نظام جمهورى اسلامى ـ اتخاذ شده باشد و جهت گیرى آن در راستاى تقویت دین باشد. از این رو، متولّیان رسانه ها، بخصوص تلویزیون، باید تخصص، تعهد و تدین داشته باشند.

چشم انداز

اگر از تلویزیون به یك «دانشگاه عمومى» تعبیر شود كه همه اقشار جامعه را از هر طیف سنّى كه باشند زیر پوشش قرار مى دهد، سخن گزافى نیست. از این رو، لازم است براى جهت دهى به برنامه هاى آن، هر چه بیشتر سرمایه گذارى شود.

در نظام جمهورى اسلامى، به دلیل حاكم بودن احكام الهى بر این نظام، نباید تلویزیون به عنوان یك منبع درآمدزا محسوب شود. اگر چنین تفكرى بر این رسانه مهم حاكم شود ـ هرچند براى جبران كمبود هزینه هاى لازم ـ بر كاركردهایى كه انتظار مى رود یك رسانه در نظام اسلامى داشته باشد، اثر منفى خواهد گذاشت.

شاید یكى از آفت هاى مهمى كه در كشور ما در كمین این رسانه نشسته، مبحث به وجود آمدن تلویزیون هاى خصوصى است. «قدرت طلبى» و «سرمایه دارى» دو زنجیر بزرگى هستند كه بسیارى از انسان هاى بزرگ و كوچك را به اسارت كشیده اند. بنابراین، احتمال اینكه برخى افراد سرمایه دار و قدرت طلب متولّى این امر شوند زیاد است و به فرض اینكه برخى از آنان از قدرت طلبى و سرمایه دارى مبرّا باشند، در گوشه و كنار افرادى وجود دارند كه جهت و سوى این رسانه قدرتمند را به جهت هاى مطلوب خود معطوف نمایند.

بنابراین، به احتمال قوى، متولّیان این امر آگاهانه یا ناآگاهانه اسیر این زنجیرها مى گردند. از این رو، به نظر مى رسد این تفكر خطر بزرگى را به دنبال دارد كه نباید از آن غافل ماند.

 

دانلود مقاله درباره بایسته های اخلاق معیشت

اخلاق جمع خُلق به معنای صفت نفسانی پایدار می باشد. این صفات دو دسته اند , دستة اول صفاتی هستند که موجب سعادت و نجات و مجاورت انسان با اهل الله می شود و فضائل نامیده می شود. و دستة دوم را صفاتی تشکیل می دهد که سبب هلاکت آدمی می شود و به رذائل موسوم است. علم اخلاق علمی است که رذائل و راههای معالجة نفس از آنها را و فضائل و چگونگی آراسته شدن به آنها را تبیین می کند (النراقی ، جامع السعادات ، ج 1 ، ص 32).

بررسی پیرامون ارزشهایی که بر نحوة نگرش انسان به فضائل و رذائل تأثیر دارد نیز جزء مسائل علم اخلاق است . اخلاق در دین جایگاه والایی دارد به گونه ای که حضرت رسول(ص) هدف بعثت خود را تتمیم مکارم اخلاقی برشمردند. همچنین ملاک کمال ایمان را پایبندی به ارزشهای اخلاقی دانسته اند.

قرآن کریم تزکیة نفوس را به عنوان یکی از اهداف رسالت پیامبر اکرم(ص) ذکر فرموده است. مطلب مهم این که نحوة نگرش به فضائل و رذائل ریشه در نوع جهان بینی انسان و چگونگی تفسیر او از انسان دارد. از سوی دیگر ارزشهای اخلاقی تأثیر آشکاری در نوع رفتارهای واقعی انسان دارد. یکی از ساحتهایی که این تأثیر در آن هویداست عرصة اقتصاد است. بر این اساس اخلاق اقتصادی به آن دسته از ارزشهای اخلاقی و معنوی گفته می شود که آثار اقتصادی دارند , خواه خود آن ارزشها اقتصادی باشند و خواه نباشند.

به جرأت می توان گفت دو سیستم اخلاقی مختلف موجد دو نوع اقتصاد می باشد. برای نمونه ماکس وبر حاکمیت اخلاق پروتستانی را منشأ پیدایش نظام سرمایه داری می داند. وی در سال 1914 در کتاب « اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری » به رابطة بین این دو توجه نمود. وی می گوید « این امر که سرمایه داری بهترین نیروی محرکة خود را از روح سرمایه داری گرفته است با واقعیت تاریخی تأیید می شود. » (ماکس وبر ، اخلاق پروتستان و روح سرمایه داری ، ترجمه عبد المعبود انصاری , ص 63)

آمارتیاسن که یکی از اقتصاددانان بزرگ و برندة جایزة صلح نوبل در سال 1998 است در این مورد این گونه اظهار می کند :  « حال اگر رفتار واقعی انسانها تحت تأثیر ملاحظات اخلاقی قرار گیرند , آنگاه واضح است که ملاحظات مربوط به اقتصاد رفاه باید تأثیری بر رفتار واقعی داشته باشند و در نتیجه در اقتصاد پیش بین نیز موضوعیت پیدا کنند. در واقع اگرملاحظات اخلاقی هیچگاه رفتار واقعی انسانها را متأثر نمی کرد , بذل عنایت به مبحث اخلاق کاری عبث می بود.» (آمارتیاسن , اخلاق و اقتصاد , ص 57)

اخلاقیاتی هم که اسلام در زمینه های اقتصادی بیان فرموده می تواند زمینه ساز نظام اقتصادی ویژة خود باشد. آموزه های اخلاقی اسلام بسیار زیادند و همة عرصه های اقتصاد را در بر می گیرند. با اندکی دقت برای ما آشکار می شود که قسمت عمدة این تعالیم منحصر به فرد می باشند و با نظام ارزشی سیستمهای اقتصادی مطرح و به ویژه نظام سرمایه داری تفاوت اساسی دارند. تعالیم اخلاقی اسلام در زمینة اقتصاد از آموزه های اقتصادی صرف اسلام جدا نیستند . اسلام خواسته است آحاد جامعة اسلامی با عمل به این تعالیم از درون ساخته شوند و ودر نتیجه هنگامی که به فعالیت اقتصادی پرداختند علاوه بر این که اقتصاد را به درجة بالای رشد و شکوفایی می رسانند قدمهای بزرگی در مسیر کمالات برخواهند داشت. بر تمامی صاحبنظران دلسوز فرض است که سیستم اخلاقی اسلام را درست شناخته و با استفاده از ابزارهای موجود به معرفی آن بپردازند و با فرهنگ سازی زمینة اجرای آن را فراهم نمایند. از آنجا که اقتصاد غرب و آموزه های آن در تمامی دنیای کنونی و از جمله کشور خود ما مطرح است و عمدة کتب درسی رایج بر اساس آن تدوین شده است در ابتدا مروری بر سیر تاریخی جایگاه اخلاق در اقتصاد غرب و برخی انتقادات وارده به آن خواهیم داشت. ، آنگاه مواردی از ارزشهای اخلاقی اسلام در حوزة اقتصاد را مطرح خواهیم نمود.

اخلاق اقتصادی در غرب

از آنجا که آدام اسمیت به پدر علم اقتصاد معروف شده عقاید او را مبنا قرار می دهیم :

1- دوران قبل از اسمیت  بشر از قدیم الایام با موضوعات اقتصادی سرو کار داشته است اما تا پیش از قرن هیجدهم اقتصاد به عنوان یک علم مورد بحث و بررسی نبوده است . در سنت ارسطویی اقتصاد زیر مجموعة حوزة مطالعاتی عام تر بوده که سیاست و اخلاق را نیز در بر می گرفته است(جیمز اَلوی (james alvi) تاریخچه ای از علم اقتصاد در جایگاه علمی اخلاقی ، ترجمة علی نعمتی ،فصلنامة تخصصی اقتصاد اسلامی ، شماره 19 ، ص 155).

در قرون وسطی نیز کتاب اخلاق نیکوماخوسی ارسطو یکی از کتب درسی اصحاب مدرسه بود . آنها نیز اقتصاد را یکی از زیر مجموعه های مسائل اخلاقی و دینی می دانستند. تفکر مدرسیان تا قرنها بر دانشگاههای اروپا تأ ثیر گذار بود. در این دوران افرادی مانند سن توماس آکویناس(1274-1225) ، مارتین لوتر (1544-1483) ، کالوین (1569-1509) پدیدار شدند. تفکر اصحاب جزوه که بعدها آدام اسمیت آنان را سوداگران نامید(1756-1500) و فیزیوکراتها(1776-1756) از قرن پانزدهم تا قرن هیجدهم نبض فکر اقتصادی را در دست داشتند. گالبرایت می گوید : «مکتب سوداگری، شکاف روشنی را با دیدگاههای اخلاقی و آموزه های ارسطو و سن توماس آکویناس و بطور کلی قرون وسطی بر جای گذاشت. » (جیمز اَلوی ، ص 156) .به این ترتیب سوداگران و فیزیوکراتها زمینة جدایی اخلاق از اقتصاد را فراهم نمودند. اما هنوز اقتصاد به عنوان شعبه ای از اخلاق مطرح بود به گونه ای که وقتی هم به صورت یک علم در آمد به عنوان یک علم اخلاقی محسوب می شد.

2- دوران اسمیت(1790- 1723) اسمیت همانند استادش هاچسون یک فیلسوف اخلاق بود. وی ابتدا کتاب « نظریة احساسات اخلاقی » و پس از آن کتاب « ثروت ملل » را منتشر نمود که کتاب دوم معروفتر است. او در نظریة احساسات اخلاقی طیف گسترده ای از فضائل را بررسی می کند مانند: تدبیر ، هشیاری ، احتیاط و مآل اندیشی ، میانه روی ، وفا به عهد . او حفظ سلامت ، بخت و اقبال ، مقام و شهرت فرد و انباشت سرمایه را از گونه های دانی تدبیر می داند که همه محاسبه ای عقلانی هستند که کانون توجه اقتصاد جریان غالب و تفسیرهای اثبات گرایانة اسمیت است. وی سر انجام خیر خواهی را به عنوان بالاترین فضیلت اخلاقی مطرح نمود (همان، ص 158).

البته اسمیت کار مهم دیگری را نیز انجام داد: وی در کتاب ثروت ملل اصل نفع طلبی را تثبیت نمود. به عقیدة وی رفع نیازهای ما معلول نیکوکاری و خیرخواهی دیگران نیست بلکه به سبب توجه آنان به منافع شخصی خودشان است. نتیجه این که اسمیت ارزشهایی اخلاقی را مطرح نمود و علم اقتصاد را بر اساس آنها پایه گذاری کرد اما نظریة نفع شخصی که توسط او مطرح شد مبنای قسمت عمده ای از تئوری پردازیهای صاحبنظران بعدی قرار گرفت به گونه ای که افکار او را می توان نقطة عطفی در نظام سرمایه داری به حساب آورد. پیش از آن در دورانهای زیادی سود طلبی امری مذموم شمرده می شد. ذکر این مطلب ضروری است که اسمت نفع شخصی را به صورت بی قید و بند مطرح ننمود بلکه چنین قیدی برای آن ذکر کرد: «هر انسان مادامی که قوانین عدالت را نقض نکرده است ، کاملاً آزاد گذاشته می شود تا نفع خود را به شیوة دلخواهی دنبال کند.» (همان ، ص 159) .این در حالی است که پس از وی این قید بتدریج کنار گذاشته شد و اصالت نفع بدون قید مبنای تحلیلها و مدل سازیها قرار گرفت.

3- پس از اسمیت  پس از اسمیت برخی صاحبنظران نگرش اخلاقی وی به علم اقتصاد را ادامه دادند. مالتوس ، ریکاردو و جان استوارت میل ، سه اقتصاددان برجستة مکتب کلاسیک ، نیز اقتصاد را علمی اخلاقی تلقی می کردند. البته علم اخلاقی میل که آخرین اقتصاددان کلاسیک است به عمق علم اخلاقی اسمیت نمی رسد (جیمز آلوی ، ص 165).

آراء مالتوس بین سالهای 1798 و 1834 و نظریات ریکاردو بین 1810 و 1823 و تئوریهای میل از دهة 1820 تا 1873 عرضه شد. پس از آن ویلیام استانلی جونز افکارش را در دهة 1870 واوایل دهة 1880 ارائه کرد. وی نقشی اساسی در ریاضی کردن اقتصاد داشت. جونز بر آن بود که بین اقتصاد و علوم طبیعی شباهت زیادی وجود دارد: «همان طور که علوم فیزیکی با روشنی کمتر یا بیشتر ، پایه در اصول عمومی مکانیک دارند، اقتصاد نیز باید با ردیابی و استخراج مکانیکِِ نفع شخصی و مطلوبیت حاکمیت یابد. » (همان ، ص166 )او معتقد بود میان واقعیتها و ارزشها تمایز زیادی وجود دارد ، نتیجة طبیعی این فکر جدا شدن حیطة مطالعات اقتصادی که به بیان وی از سنخ واقعیتها هستند از ارزشهای اخلاقی که در حیطة بایدها قرار دارد ، می باشد.

پس از جونز مارشال مطرح شد. نظرات وی ازاواسط دهة 1880 تا اواسط دهة 1920 منتشر گردید. وی گرچه ریاضی بودن علم اقتصاد را می پذیرفت (البته با شدتی کمتر از جونز ) اما از توصیه های اخلاقی نیز دریغ نمی کرد. مع الاسف وجه اول غالب شد و علم اقتصاد از اخلاق تهی شد. گالبرایت اقتصاددان مکتب نهادی اظهار داشته : « ارزشهای اخلاقی از درون یک علم ریاضی رخت بر می بندد.» (همان ، 167) در همین فاصله افراد دیگری از قبیل: گوسن (1819-1856) ، منگر (1902- 1840) ، والراس (1910-1834) هم ظهور کردند. اینها حداکثر سازی سود و مطلوبیت را وارد تحلیلهای اقتصادی کردند که امروزه در کتب رایج اقصاد اساس بیشتر تحلیلها را تشکیل می دهد.

این قبیل اقتصاددانان انفصال اقتصاد از مبادی اخلاقی خود را « علمی سازی علم اقتصاد » می دانند و می گویند ارزش گذاریهای اخلاقی هرچه هم مهم باشند نباید در تحلیلهای اقتصادی نقشی داشته باشد. آنها همانند فیزیوکراتها بر آنند که جامعة انسانی جزئی از طبیعت به شمار می آید ، لذا تابع قوانین حاکم بر طبیعت می باشد (تفضلی ، فریدون ، تاریخ عقاید اقتصادی ، ص 70) . نئوکلاسیکها علم اقتصاد را بر اساس این اصل که« انسان در جستجوی تمتع بیشتر با کوشش کمتر است» پایه گذاری کردند (قدیری اصلی، سیر اندیشة اقتصادی، ص 162). این تفکر امروزه نیز روح حاکم بر نظام سرمایه داری است.

ملاحظاتی در مورد استدلالهای یاد شده  می پذیریم که پیدایش رفتارهای اقتصادی تصادفی و اتفاقی نیست ، بلکه نظام علی و معلولی بر آنها حاکم است به گونه ای که می توان در سایة رابطة علیت این رفتارها را تفسیر کرد ولی یکی از اجزای علت تامة این رفتارها اراده و اختیار انسان است و انسانها تحت تأثیر ارزشها یی که برای آنها مطرح است تصمیم گیری می کنند. این ارزشها بسیاری اوقات حتی بدون آنکه انسان توجه داشته باشد رفتار خاصی را به انسان الهام و بلکه تحمیل می کنند (مبانی اقتصاد اسلامی ، ص 1). از این بالاتر می توان گفت همة رفتارهای انسان از ارزشهای او منبعث می شود. مگر اموری از قبیل « حداکثر کردن سود » یا « حد اکثر نمودن مطلوبیت » ارزش محسوب نمی شوند؟ این قبیل اهداف ریشه در لذت گرایی و اصالت نفع شخصی دارند . هنگامی که اصل حد اکثر کردن سود در ذهن مردم نهادینه شود تمامی رفتارهای اقتصادی در عرصه های تولید ، سرمایه گذاری و مصرف بر اساس آن شکل خواهد گرفت.

در اقتصاد رفاه گفته می شود که وضعیت الف از وضعیت ب مطلوب تر است. خواننده خود داوری کند که آیا این امور از سنخ امور ارزشی هستند یا نه؟ نمی خواهیم بگوییم تمامی قضایای علم اقتصاد ارزشی هستند بلکه مدعا این است که قسمت زیادی از قضایای این علم بعلاوة فروض اولیة آنها که اساس تحلیلها و مدل سازیها را تشکیل می دهند اموری ارزشی و هنجاری می باشند.حقیقت این است که ریشة اصلی این گونه نظریات تغییر نوع نگرش عمدة صاحبنظران مورد اشاره به انسان بوده و هست. آنها با جدا نمودن انسان از خدا و دین اصالت را به انسان و خواسته های او آن هم خواسته های صرفاً مادی دادند ( اومانیسم ) و مسئلة مهم سعادت ابدی وی را نادیده گرفتند.

تئوری پردازان یاد شده کاری به سعادت ابدی انسان ندارند و لذا اصلاً متعرض آن نمی شوند. فایده گرایان سعادت را با لذّت و امیال نفسانی مرادف می دانند. آنها سعادت اجتماعی را نیز به بیشترین لذت برای بیشترین افراد تفسیر می کنند (فردریک کاپلستون ، تاریخ فلسفه ، ج 8 ، ترجمة بهاءالدین خرمشاهی ، ص 24). اقتصاددانانی که متعرض نظرات آنان شدیم با وجود اختلافاتی که دارند در این معنا اشتراک دارند.

دغدقه های اخلاقی اسمیت و همفکران او قدمی به جلو و ارزشمند است اما برخی از امور اخلاقی مد نظر او از قبیل تدبیر، احتیاط ، هشیاری در جهت نفع شخصی به کار می آیند و نمی توان آنان را امور متعالی دانست و برخی امور دیگری هم که وی برشمرده و اموری متعالی به شمار می آیند فاقد پشتوانه اند. روش صحیح این است که چون همة این مباحث در مورد انسان است ابتدا « انسان » را درست بشناسیم و تفسیر کنیم تا بتوانیم تفسیر درستی از سعادت او ارائه دهیم ، آنگاه است که بیان امور اخلاقی معنا خواهد داشت. انسان پیچیده ترین موجود است ، به همین دلیل تاکنون تفسیر جامعی از سوی صاحبنظران ارائه نشده است. این تنها وحی است که صلاحیت چنین امری را دارا می باشد. از آنجا که غیر از قرآن کریم همة کتب آسمانی تحریف شده اند ، باید به محضر این کتاب الهی برویم.

 

دانلود پاورپوینت تاثیر زبان گزارشگری مالی گسترش پذیر بر حسابرسی فرصت یا چالش

تکنولوژی XBRL می  تواند زمینه گزارشگری مالی مستمر یکپارچه را فراهم و باعث افزایش دقت در گزارشگری آنلاین اطلاعات مالی گردد. در آمریکا، هیئت نظارت بر حسابداری شرکتهای سهامی عام (PCAOB) رهنمودی را در خصوص خدمات حسابرسی (اعتباردهی به) گزارش های مالی مبتنی بر XBRL منتشر نموده است. با توجه به برنامه سازمان بورس و اوراق بهادار ایران در جهت استفاده از XBRL برای گزارشگری مالی در بازار سرمایه، این تحقیق به بررسی فرصت ها و چالش های مرتبط با بکارگیری XBRL در بازار سرمایه ایران برای حرفه حسابرسی می پردازد. با استفاده از پرسشنامه توزیع شده میان حسابداران رسمی، نتایج تحقیق نشان می دهد که بکارگیری XBRL در سه حوزه قابلیت مقایسه، صحت اطلاعات و شکل ارائه اطلاعات برای حرفه حسابرسی باعث ایجاد فرصت شده و می تواند باعث بهبود در کیفیت حسابرسی شود. از سوی دیگر، ریسک وجود اشتباه در واژه نامه XBRL و همچنین ضرورت تغییر در فرایندهای حسابرسی لازم برای حسابرسی اطلاعات XBRL بعنوان چالش های حرفه حسابرسی در صورت بکارگیری XBRL در بازار سرمایه معرفی گردیده اند.

مقدمه

بازارهای تجاری و استفاده کنندگان اطلاعات، نیازمند تمهیدات و شرایطی هستند تا شفافیت مراحل گزارشگری را بهبود بخشند. زیرا امروزه گزارشگری تجاری با انبوهی از مشکلاتی چون عدم کارایی، تحلیل نامناسب، انتشار نامناسب اطلاعات در بین استفاده کنندگان، روبرو است. بنابراین دستیابی به یک سامانه گزارشگری تجاری مناسب برای حل این مسائل بسیار مهم است که زبان گزارشگری تجاری توسعه پذیر XBRL)1 (بخشی از این نیاز را پاسخ می دهد) بزرگ اصل و همکاران، 1388).

در دسامبر سال 2008، کمیسیون بورس اوراق بهادار آمریکا (SEC) به ضرورت تهیه صورت های مالی با استفاده از XBRL رای داد. طبق این ضرورت، از ژوئن 2009 نزدیک به 500 شرکت بزرگ (بر اساس ارزش بازار) ملزم به انجام این الزام جدید شدند و استفاده از این الزام برای دیگر شرکتها در ژوئن 2011 کامل شد. هرچند تا این مقطع الزامی برای حسابرسی اسناد XBRL وجود ندارد، لیکن تلاشهایی در میان مجامع حرفه ای و دانشگاهی مبنی بر ضرورت حسابرسی و اعتبار بخشی به مستندات گزارش های مبتنی بر XBRL شکل گرفته است. با این وجود، PCAOB2رهنمودی را برای خدمات حسابرسی گزارش های مالی مبتنی بر XBRL که در قالب الزامات گزارشگری SEC3 (بصورت داوطلبانه و یا اجباری) انجام شده است، منتشر نموده است. بطور مثال، موسسه حسابرسی دیلویت و همکاران4 در پاسخ به نظرخواهی کمیسیون اوراق بهادار آمریکا عنوان نموده است که در صورت استفاده از XBRL برای کدگذاری اطلاعات مالی، حسابرسی این فرایند و داده ها مناسب بوده و ضروری به نظر می رسد (پلاملی و همکاران 2008). در نظرخواهی از اعضای انجمن مدیران مالی آمریکا، 69% از پاسخ دهندگان، استفاده از حسابرسی مستقل و یا حسابرسی سیستمی را مناسب برای ارایه اعتباربخشی به گزارش های مبتنی بر XBRL عنوان نمودند (انجمن مدیران مالی آمریکا، 2009).

اگرچه تلاشهای زیادی توسط دانشگاهیان و شاغلان در حرفه برای مشکلات موجود در حسابرسی اسناد XBRL صورت گرفته ولی این تلاشها بیشتر مختص مشکلات فرایند حسابرسی اسناد XBRL و پیچیدگی های موجود در آن است و به تهیه یک چارچوب مفهومی در این زمینه توجهی نشده است. اخیراً انجمن حسابداران رسمی آمریکا، با انتشار بیانیه ای، فهرست شرایط لازم برای جابه جایی در برچسب های XBRL را منتشر نموده است. در فقدان یک چارچوب مفهومی، فرآیند حسابرسی اسناد XBRL فاقد ساختار بوده و فرایند اعتبار بخشی به این گزارش ها نظام  مند نبوده و از انسجام لازم برخوردار نیست (سیرواستاوار و همکاران 2010).

عملکرد XBRL را می توان به یک سیستم بارکد کالا (برای صورت های مالی) تشبیه کرد که به کاربران اجازه می دهد تا از برچسب های متداول ملی یا بین المللی برای مشخص کردن مفاهیم گزارشگری یک شرکت (بر اساس ویژگی های آن شرکت) استفاده کرده و به صورت زنده و با دقت بالا، اطلاعات کدگذاری شده را با نهادهای مالی یا تجاری دیگر مبادله نمایند. چارچوب این زبان مبتنی بر زبان علامت گذاری گسترش پذیر XML5است که توسط انجمن حسابدارن آمریکا جهت ایجاد، تبدیل و تحلیل اطلاعات تجاری استفاده شده و می تواند دقت، صحت، کارایی و شفافیت گزارشگری مالی را افزایش دهد. این زبان را می توان یک برنامه استاندارد برای حذف ساختار و اصطلاحات ناسازگار و نیز یک روش جاری در فناوری دانست که به عنوان زبان گزارشگری واحد تجاری با قابلیت گسترش میان شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد. با طراحی این چارچوب  و استانداردها در نرم افزارهای مناسب، امکان پردازش و مبادله الکترونیکی اطلاعات مالی فراهم می گردد. از آنجا که زبان مذکور براساس اصول زبان علامت گذاری گسترش پذیر پایه گذاری شده، امکان خودتشریحی بودن داده ها را فراهم می کند

عملکرد XBRL را می توان به یک سیستم بارکد کالا (برای صورت های مالی) تشبیه کرد که به کاربران اجازه می دهد تا از برچسب های متداول ملی یا بین المللی برای مشخص کردن مفاهیم گزارشگری یک شرکت (بر اساس ویژگی های آن شرکت) استفاده کرده و به صورت زنده و با دقت بالا، اطلاعات کدگذاری شده را با نهادهای مالی یا تجاری دیگر مبادله نمایند. چارچوب این زبان مبتنی بر زبان علامت گذاری گسترش پذیر XML5است که توسط انجمن حسابدارن آمریکا جهت ایجاد، تبدیل و تحلیل اطلاعات تجاری استفاده شده و می تواند دقت، صحت، کارایی و شفافیت گزارشگری مالی را افزایش دهد. این زبان را می توان یک برنامه استاندارد برای حذف ساختار و اصطلاحات ناسازگار و نیز یک روش جاری در فناوری دانست که به عنوان زبان گزارشگری واحد تجاری با قابلیت گسترش میان شرکت ها مورد استفاده قرار می گیرد. با طراحی این چارچوب  و استانداردها در نرم افزارهای مناسب، امکان پردازش و مبادله الکترونیکی اطلاعات مالی فراهم می گردد. از آنجا که زبان مذکور براساس اصول زبان علامت گذاری گسترش پذیر پایه گذاری شده، امکان خودتشریحی بودن داده ها را فراهم می کند

البته XBRL، نمودار استاندارد حساب ها نیست، بلکه امکان استاندارد کردن مفاهیم گزارشگری تجاری متداول را همزمان با انعطاف پذیر نمودن لغت نامه به منظور مواجهه با شرایط خاص، ایجاد می کند. شرکت ها می توانند از این زبان به عنوان قالب جهانی مبادله اطلاعات برای افزایش در کارایی و بهبود گزارشگری داخل شرکت و ارتباط با استفاده کنندگان خارجی اطلاعات تجاری، استفاده کنند. در صورت وجود نیاز به استفاده از یک برچسب (tag) منحصر به فرد برای واحدهای تجاری، این امکان برای واحدهای گزارشگر وجود دارد تا در قالب چارچوب مفهومی XBRL این برچسبها را ایجاد نماید. این انعطاف پذیری در استفاده از XBRL امکان به کارگیری استانداردهای متفاوت حسابداری برای گزارشگری مالی را فراهم آورده و می تواند پاسخگوی نیازهای متنوع استفاده کنندگان مختلف باشد (بوریتز و همکاران، 2003).

دانلود مقاله درباره امیر کبیر

تقی خان امیرکبیر اهل فراهان است و دست پرورده خاندان قائم مقام فراهانی.  فراهان همچون تفرش و  آشتیان مجموعاً کانون واحد فرهنگ دیوانی و "اهل قلم" بود؛ ناحیه ای مستوفی پرور. چه بسیار دبیران و مستوفیان و وزیران از آن دیار برخاستند که در آن میان چند تنی به بزرگی شناخته شده، در تاریخ اثر برجسته گذارده اند. از این نظر میرزا تقی خان نماینده فرهنگ سیاسی همان سامان است.    

نام اصلی میرزا تقی خان، "محمد تقی" است. زادگاهش "هزاوه" از محال فراهان عراق. هنوز هم در آنجا محله ای بنام "محله میرزا تقی خانی" معروف است، و خانه پدریش نزدیک تپه "یال قاضی" شناخته می باشد. اسم او در اسناد معتبر (از جمله مقدمه پیمان ارزنةالروم، و قباله نکاح زنش عزت الدوله) "میرزا محمد تقی خان" آمده است. رقم مهر و امضای او نیز تردیدی در نام حقیقیش باقی نمی گذارد؛ بی گمان اسم "محمد" رفته رفته حذف گردیده و به ر"میرزا تقی خان" شهرت یافته است. 

خانواده پدری و مادری میرزا تقی خان از طبقه پیشه ور بودند. پدرش به تصریح قائم مقام "کربلائی محمد قربان" بود که در خطاب او را "کربلائی" می گفت. سجع مهرش "پیرو دین محمد قربان" بود. کربلائی قربان نخست آشپز میرزا عیسی (میرزا بزرگ) قائم مقام اول بود. پس از او همین شغل را در دستگاه پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام ثانی داشت.  

کربلائی قربان بعدها ناظر و در واقع ریش سفید خانه قائم مقام گردید، و همیشه مورد لطف مخدوم خود بود. آنچه بنظر می رسد کربلائی قربان خیلی هم بی چیز نبوده، بلکه آب و ملکی داشته و دست کم یک دانگه قریه حرآباد مال او بوده است.  و نیز آنقدرها استطاعت داشته که به سفر حج برود. 

سال تولد میرزا تقی خان را تا اندازه ای که جستجو کردیم، هیچ مؤلف خودی و بیگانه ای ثبت نکرده است. در حل این مجهول تاریخی، ما یک مأخذ اصلی و دو دلیل در تأیید آن مأخذ بدست می دهیم: زیر تصویر اصیلی که به زمان صدارت امیر کشیده اند می خوانیم: "شبیه صورت... اتابک اعظم، شخص اول ایران، امیر نظام در سن چهل و پنج سالگی". امیر از 22 ذیقعده 1264 تا 20 محرم 1268 صدارت کرد. اشعاری که در ستایش مقام تاریخی او در کنار همان تصویر نگاشته شده، و تصریح به اینکه کارهای سترگ از پیش برده است، نشان میدهد که تصویر مزبور را در اعتلای قدرت و شهرت امیر کشیده اند. و آن س\ال 1267 است. با این حساب و به فرض صحت رقم چهل و پنج سالگی تولد او به سال 1222، یا حداکثر یکی دو سال پیشتر بوده است.

اما دلیل معتبر تاریخی اینکه: در کاغذ قائم مقام خواهیم خواند که میرزا تقی همدرس دو پسر او محمد و علی بوده است. می دانیم که میرزا محمد پسر اول قائم قام در 1301 در هفتاد سالگی درگذشت، و پسر دیگرش میرزا علی در شصت و هفت سالگی درگذشت به سال 1300.  یعنی هر کدام از آن دو پسر قائم مقام، سی و یکی دو سال پس از امیر زنده بوده اند. اختلاف سال تولد میرزا تقی با دو همدرس خود هر چه باشد، به هر حسابی، امیر در آخرین سال صدارتش 1268 بیش از پنجاه سال نداشته است.  

امیر دو زن گرفته است. زن اولش، دختر عمویش بود یعنی دختر حاج شهباز خان. نام او را "جان جان خانوم" ذکر کرده اند. از او سه فرزند داشت: میرزا احمد خان مشهور به "امیرزاده" و دو دختر که بعدها یکی زن عزیز خان آجودان باشی سردار کل، دوست قدیم امیر، گردید. و دیگری به عقد میرزا رفیع خان مؤتمن درآمد. زن امیر در 1285 با دختر بزرگش سلطان خانم به زیارت مکه رفت، و ظاهرا یکی دو سال بعد، در آذربایجان درگذشت.

زن دوم امیر، "ملکزاده خانم" ملقب به عزت الدوله یگانه خواهر تنی ناصرالدین شاه بود. به گفته دکتر پلاک میرزا تقی خان در زمان صدارت از زن اول خود جدا شد. عقد ازدواج با عزت الدوله روز جمعه 22 ربیع الاول 1265 انجام گرفت. ترتیب جشن عقد و عروسی را میرزا نبی خان امیرتومان (پدر میرزا حسین خان سپهسالار) بعهده داشت. عزت الدوله شانزده ساله بود. چنانکه قباله عقد زناشوئی می نماید، مهر عزت الدوله هشت هزار تومان نقد اشرفی ناصرالدین شاهی هجده نخودی، و یک جلد قرآن بود. راجع به ازدواج با عزت الدوله ضمن نامه امیر به شاه خواهیم خواند که گفته بود: "از اول بر خود قبله عالم... معلوم است که نمیخواستم در این شهر صاحب خانه و عیال شوم. بعد، به حکم همایون و برای پیشرفت خدمت شما، این عمل را اقدام کردم...." فداکاریهای این شاهزاده خانم در دوره تبعید و آخرین روزهای زندگی شوهرش، در خور ستایش است. 

محیط خصوصی تربیت میرزا تقی خان را دستگاه میرزا بزرگ قائم مقام و پسرش میرزا ابوالقاسم قائم مقام، آن دو وزیر بزرگ عباس میرزا، می ساخت. میرزا بزرگ در سال 1237 درگذشت. با حسابی که راجع به سن میرزا تقی خان بدست دادیم، ظاهراً در آن زمان هجده ساله بود. پس محضر میرزا بزرگ را خوب درک کرده بود، و شاید هم پاره ای کارهای دبیری او را می کرد. امین الدوله هم به خدمت امیر در "دایره میرزا بزرگ قائم مقام" تصریح دارد.  در استحکام اخلاقی او تردید نیست، و مظاهر عینی آن گوناگون است. یک جنبه اش اینکه در عزمش پایدار بود. نویسنده صدرالتواریخ که زیر نظر اعتمادالسلطنه این کتاب را پرداخته می گوید: "این وزیر هم در وزارت مثل نادر شاه بود.... هم مانند نادر عزم ثابت و اصالت رأی داشته است". در موردی که نماینده انگلیس خواست رأی امیر را عوض کند، خود اعتراف دارد که "... سعی من و کوشش نماینده روسیه، و تلاش مشترک ما همه باطل است. کسی نمیتواند میرزا تقی خان را از تصمیمش باز دارد". برهان استقلال فکر او همین بس که در کنفرانس ارزتةالروم بارها دستور حاجی میرزا آقاسی را که مصلحت دولت نمی دانست، زیر پا نهاد. شگفت اینکه حتی امر محمد شاه را نیز نادیده می گرفت و آنچه را که خیر مملکت تشخیص می داد، همان را می کرد. بی اثر بودن پافشاریهای روس و انگلیس و عثمانی در رأی او، جای خود دارد. اما یک دندگی بی خردانه نمی کرد. حد شناسی از خصوصیات سیاسی اوست و چون می دید سیاستی پیشرفت ندارد، روش خود را تغییر می داد.  

درستی و راست کرداری از مظاهر دیگر استحکام اخلاقی اوست؛ از این نظر فساد ناپذیر بود. قضاوت وزیر مختار انگلیس این است: "پول دوستی که خوی ملی ایرانیان است در وجود امیر بی اثر است". به قول رضاقلی خان هدایت که او را نیک می شناخت: "به رشوه و عشوهً  کسی فریفته نمی شد".  دکتر پلاک اتریشی می نویسد: "پولهایی که می خواستند به او بدهند و نمی گرفت؛ خرج کشتنش شد".

جنبه دیگر خوی استوار امیر اینکه به گفته و نوشته خویش اعتبار می نهاد. واتسون می نویسد: "امیر نظام به آسانی به کسی قول نمی دهد. اما هر آینه انجام کاری را وعده می کرد، باید به سخنش اعتماد نمود و انجام آن کار را متحقق شمرد". امیر خود به این خصلت خود می بالید.  به قول نویسنده صدرالتواریخ "از برای حکم خود ناسخ قرار نمی داد. هر چه می گفت بجا می آورد، بهیچ وجه حکم او ناسخ نداشت".  

دلیر و جسور بود. پسر کربلائی قربان زمانی که به مکتب می رفت، از مخدوش تقاضای قلمتراشی کرد. چون خواهش او برآورده نشد، چنان نامه ای به قائم مقام فرستاد که او خود می گوید:"ببین چه تنبیهی از من کرده است. عجبتر اینکه بقال نشده ترازو وزنی آموخته". اگر داستانهائی که از دوران جوانی و خدمت دیوانی او آورده اند، افسانه سازی صرف هم باشند، باز روشنگر همان فطرت او هستند.

رفتاری متین و سنگین داشت. به شخصیت خویش مغرور بود و نسبت به کاردانی و صفات برجسته اش آگاه. اما تعجب اینکه نامجو و شهرت خواه نبود. دلیل ما این است: هر چه که به حکام ولایات و نمایندگان سیاسی بیگانه در اصلاح امور مملکت نگاشته، همه را به نام شاه و امر او قلمداد کرده است. مهمتر اینکه در سرتاسر روزنامه وقایع اتفاقیه زمان صدارتش، از تجلیل میرزا تقی خان خبری نیست. فقط چهار جا اسمش آمده و آن هم به حکم ضرورت.

او را به مناعت طبع می شناختند که از مظاهر غرور نفسانی اش بود، و به خواری تن در نمی داد. نماینده انگلیس ضمن اینکه به حیثیت خواهی و حساسیت میرزا تقی خان در روابط با بیگانگان اشاره می کند، می گوید: "هیچ گاه حاضر نیست رفتار متکبرانه کسی را تحمل کند". حتی وقتی که مورد بی مهری شاه واقع گشت و زمان عزلش فرا رسید، حیثیت پرستی خود را از دست نداد. به شاه نوشت: "اگر حقیقة مقصودی دارند، چرا آشکار فرمایش نمیفرمایند... بدیهی است این غلام طالب این خدمات نبوده و نیست و برای خود سوای زحمت و تمام شدن عمر حاصلی نمی داند. تا هر طور دلخواه شماست؛ به خدا با کمال رضا طالب آنست". 

مأموریت های سیاسی امیرکبیر

مأموریت روسیه و ایروان

میرزا تقی خان از زمانی که منشی دستگاه قائم مقام بود تا وقتی که به صدارت رسید، به سه مأموریت سیاسی رفت. به روسیه، ایروان و به عثمانی. این سفرها از نظر ماهیت و مقام و مسئولیت او بکلی متفاوت بودند. در سفر روسیه که همراه خسرو میرزا رفت (45-1244) جوان بیست و دو ساله و در زمره دبیران بود. نه سال بعد که با ناصرالدین میرزای ولیعهد، برای ملاقات تزار روس روانه ایروان شد (1253) وزارت نظام آذربایجان را برعهده داشت. پس از شش سال که به سفارت فوق العاده ارزنةالروم برگزیده شد، با مقام وزارت، به نمایندگی مختار دولت در آن کنفرانس (63-1259) شرکت جست. 

دانش و فرهنگ جدید

دارالفنون

اندیشه امیر در بنای دارالفنون از یک سرچشمه الهام نگرفته بود، بلکه حاصل مجموع آموخته های او بود. آکادمی و مدرسه های مختلف روسیه را دیده بود؛ در کتاب جهان نمای جدید که به ابتکار و زیر نظر خودش ترجمه و تدوین شد، شرح دارالعلمهای همه کشورهای غربی را در رشته های گوناگون علم و هنر با آمار شاگردان آنها خوانده بود؛ و از بنیادهای فرهنگی دنیای جدید خبر داشت.  

سنگ بنای دارالفنون در اوائل 1266 در زمین واقع در شمال شرقی ارک سلطنتی که پیش از آن سربازخانه بود نهاده شد. نقشه آن را میرزا رضای مهندس که از شاگردانی بود که در زمان عباس میرزا برای تحصیل به انگلستان رفته بود کشید؛ و محمدتقی خان معمارباشی دولت آن را ساخت. و شاهزاده بهرام میرزا به کار بنائی آن رسیدگی می کرد. ساختمان قسمت شرقی دارالفنون تا اواخر 1267 به انجام رسید و مورد استفاده قرار گرفت. بـقـیـه آن تا اوایــل سـال 1269 پایان یافت. چهار طرف مدرسه را پنجاه اطاق "منقش مذهب" هر کدام به طول و عرض چهار ذرع ساخته جلو آنها را ایوانهای وسیع بنا نمودند. در گوشه شمال شرقی تالار تئاتر احداث شد. در پشت دارالفنون کارخانه شمع کافوری و آزمایشگاه فیزیک و شیمی و دواسازی برپا نمودند. چاپخانه ای هم ضمیمه آن گردید، به علاوه کتابخانه و سفره خانه ای ساختند. در ورودی دارالفنون به طرف خیابان ارک "باب همایون" باز می شد؛ در کنونی آن در خیابان ناصریه به سال 1292 ساخته شد.  

دانلود مقاله درباره تفاوت بانکداری ایرانی و خارجی

گسترش خدمات الکترونیکی بانکی در ایران در حالی اتفاق می افتد که هزینه هایی به مشتریان تحمیل می کند؛ اما بانک های خارجی برای ارائه سرویس بهتر به مشتریان رقابت می کنند.

به گزارش خبرگزاری مهر بانک ها به عنوان یکی از مهم ترین بخش های اقتصادی کشور که نقش مهمی در زندگی روزانه و مراودات اقتصادی مردم بازی می کنند، هر روز خدمات خود را گسترش می دهند؛ اما با این وجود توسعه روزانه خدمات باز هم نمی تواند تفاوت های فاحش خدمات رسانی بانک های ایرانی با بانک های خارجی به ویژه در بخش فرامرزی را بپوشاند.

گرچه بانک های کشور تمام تلاش خود را برای جذب مشتریان با ارائه خدمات بهتر به کار می برند، اما هنوز با خدمات ارائه شده توسط بانک های خارجی تفاوت چشمگیری دارند. البته راهکارهایی نیز توسط بانک مرکزی، دولت و نظام بانکی به منظور نزدیک شدن خدمات رسانی بانک های ایرانی به بانک های خارجی نظیر حضور بانک های خارجی در ایران اندیشیده شده است.

خدمات بانکهای ایرانی در بخش الکترونیک نوپا است و حتی در برخی موارد قابل قیاس با کشورهای اطراف نیز نیست.

بانکهای خارجی در ارائه تسهیلات به مشتریان با هم رقابت می کنند، اما تسهیلات دهی در ایران نه تنها تقریبا متوقف شده است بلکه شرایط دیگری دارد و بیشتر داخل شبکه ای انجام می شود!

بانکهای ایرانی به دلیل اینکه اکثرا از ماهیت بانکداری که در عرف بین الملل مطرح است دور شده اند نیازی به حفظ مشتریهای قدیمی نمی بینند. این در حالی است که در تمام بانکهای کشورهای توسعه یافته به دلیل رقابت بالا و مشتری مداری در حد بالای استاندارد، هیچ بانکی امیدی به جذب مشتری بانک رقیب ندارد و بر این اساس حد اکثر توان خود را بر روی مشتری مداری و حفظ مشتریان قرار داده اند.

در کنار مواردی که در فوق گفته شد موضوع مهمتر مشارکت بانکهای ایرانی در طرح های توسعه ای و زیر ساختی در بخش صنایع و به خصوص نفت و انرژی است که به دلیل سود دهی پایین از مطلوبیت لازم برخوردار نبوده و به فراموشی سپرده شده است.

این در حالی است که یکی از وظایف اصلی نظام بانکی در جهان هدایت سرمایه ها به سمت تولید و رونق اقتصادی است. در اینجا رشد و توسعه اقتصادی منجر به افزایش اشتغال و تولید ناخالص داخلی و در نهایت افزایش سرانه درآمد ملی شده و قدرت سپرده گذاری مردم را افزایش می دهد. ضمنا بنگاه های اقتصادی با افزایش توان تولید و تجارت به سرعت گردش پول در نظام مالی کمک می کنند.

از این رو، با توجه به گستردگی و حجم بالای نیاز مالی صنایع ایران به سرمایه گذاری و توقف سرمایه گذاری در یک دهه اخیر در صنایع نفت و گاز به دلیل تحریمها و توان مالی پایین بانکهای ایرانی برای تامین حجم عظیم سرمایه که تنها در بخش نفت و گاز به 180 میلیارد دلار و در بخش پتروشیمی به 70 میلیارد دلار بالغ می شود.

با توجه به نیاز سیستم بانکی ایران در انتقال روشهای نوین بانکداری و مشتری مداری و حفظ مشتری و تسهیلات دهی و بومی سازی دانش روز در شبکه بانکی ایران.

با توجه به نیاز مبرم سیستم مالی نظام بانکی و بودجه ریزی آن برای کنترل و حسابرسی و تنظیم سرمایه در بخشهای مولد و افزایش شفافیت مالی و همچنین افزایش رقابت برای ورود به طرح های توسعه ای و مشارکت در بازسازی اقتصاد بیمار ایران که به شدت نیازمند سرمایه گذاریهای جدید در بخش زیر ساختها و تولید است.

ورود بانکهای خارجی به ایران نه تنها در همه مؤلفه های اقتصادی مؤثر واقع می شود، بلکه خواهد توانست سیستم بانکی کشور را متحول و کاراتر کرده و این بخش مهم را دوباره در خدمت تولید و اقتصاد کشور قرار دهد!.

در این راستا سیستم بانکی ایران با ورود بانکهای خارجی خواهد آموخت که نباید با ابزار نرخ بهره بانکی و مسابقه در پرداخت سود به دنبال تامین منابع خود باشد. بلکه بانکها با توجه به اینکه نرخ تورم هم در ایران در حال کاهش به زیر ده درصد است و با برداشتن تحریم ها از این پایین تر هم می رود و به استانداردهای بین المللی نزدیک خواهد شد؛ باید همانند بانکهای خارجی با دادن خدمات بیشتر و متنوع و مورد نیاز مشتریان درآمد بیشتری به دست آورند و در جهت جذب منابع  و پرداخت سود بیشتر به مشتریان اقدام کنند.

در واقع با ورود بانکهای خارجی به ایران بستر های لازم برای رقابت واقعی و مطابق با نرم بین الملل فراهم خواهد شد و هر چه نرخ تورم نزولی تر می شود امکان بهره برداری از سرمایه بانکی برای وارد شدن در فعالیتهای مخرب اقتصادی و احتکار و سودجوییهای سوداگرانه کمتر می شود.

در نهایت اینکه  بانک جهانی در سال ۲۰۰۲ در گزارش خود مزایای ورود بانک های خارجی را به شرح زیر اعلام کرده است:

ورود بانک های خارجی باعث افزایش کارایی بانکداری داخلی می شود. رقابت را افزایش داده و با کاهش هزینه ها، سود را افزایش خواهد داد.

تخصیص اعتبارات به بخش خصوصی بهبود پیدا خواهد کرد، که این امر خود می تواند باعث افزایش رشد گردد.

حضور بانک های خارجی باعث ایجاد یک نظارت دقیق در بانکداری داخلی شده و شفافیت فعالیت های اقتصادی را بیشتر می کند.

انتظار می رود بانک های خارجی با توجه به مازادی که در اختیار دارند و هم چنین دسترسی آنها به بازارهای بین المللی، منابع اعتباری باثباتی را فراهم آورند.

بانک های خارجی ممکن است هزینه های بازسازی ساختاری بانک های داخلی در دوره های بعد از بحران را کاهش دهند.

 

اصول مدیریت اسلامی از دیدگاه پیامبر اکرم (ص)

از مباحث علمی و دقیق مدیریتی در سازمانها، اصول مدیریت است. مکاتب مختلف مدیریتی هرکدام دیدگاههای خود را نسبت به آن ارائه کرده و دیگران را نسبت به اجرای دقیق آنها توصیه نموده اند.اسلام نیز به عنوان یک نظام جامع و کامل زندگی همچنان که به دیگر شئون حیات بشری از جمله،مسائل اخلاقی، اجتماعی، سیاسی، فقهی فرهنگی و... پرداخته است، درباره مدیریت نیز نظریات ارزشمندی ارائه کرده است، که از آن جمله، اصول مدیریت به عنوان یکی از عوامل مهم موفّقیت مدیران در سازمانها می باشد. ما در این مقاله برخی از اصول مدیریت از دیدگاه پیامبر اعظم(ص) را دربخش مدیریت منابع انسانی ارائه نموده ایم که عبارتند از: تقوی، کرامت انسانی، عدالت، شایسته سالاری، امانتداری، صداقت و راستی، خدمتگزاری، انگیزش، جبران خدمت، تعهد و مسئولیت.

مقدمه

به نام مدیر، مدّبر، هادی و ناظر کل عالم هستی، او که خود مدیر است و مدیران بی اوهیچ اند چرا که هر چه دارند همه از اوست و به سوی او باز می گردند. درود بی پایان به واسطه فیض الهی، پیامبر اعظم(ص )، او که ما را به نور الهی آشنا ساخت و بستر کمال انسانی در قلمرو علم و زندگی، دنیا و آخرت را برایمان گسترانید.

امروزه (سازمانها) رکن اصلی جوامع بشری اند و شرایط مختلف زمانی و مکانی نیزنیازهای گوناگون انسانها، باعث ظهور و گسترش روز افزون آنها شده است؛ و در تمام شئون زندگی انسان امروزی از هنگام تولد تا مرگ تأثیر گذارند. مدیریت نیز یکی ازمهم ترین کوشش های انسانی است که همه مدیران در همه رده ها و در همه گونه های سازمان وظیفه بنیادی طراحی و اداری و پایا و پویا نگهداشتن آن ها را بر عهده دارند.

با تحقیقاتی که درباره ناکامی های سازمانهاانجام گرفته است ثابت می شود که درصد بالایی از این ناکامی ها، پی آمد مدیریت ناشایسته و ناآزموده است. البته همین مطلب راسالها قبل پیشوایان معصوم ما اعلام کرده و فرموده اند:
(حسن التدبیر ینمی قلیل المال و سوء التدبیر ینمی کثیره.)تدبیر نیکو مال اندک را افزایش می دهد و بی تدبیری مال فراوان را نابود سازد. از این رو می توان گفت مدیریت صحیح و حسن تدبیر درهمه نوع همکاری سازمان یافته و در همه رده های سازمانی یک ضرورت اجتناب ناپذیر است. مدیریت نه تنها وظیفه رئیس یک سازمان، شرکت و یا امیر ارتش، بلکه وظیفه سرپرست کارگاه و یا یک گروه کوچک کاری... نیز هست. امام رضا (ع ) در این باره فرموده است:هیچ گروه و ملتی از اقوام و ملل را نمی یابیم که در زندگی موفق و پایدار باشد مگر به وجود مدیر و سرپرستی که امور مادی و معنوی آنان را مدیریت کنند.از سوی دیگر عوامل مختلفی در توفیق، اثر بخشی و کارایی مدیران تأثیر گذاراست که از مهم ترین آنها (اصول مدیریت) است ؛ و این مطلب در مکاتب مختلف مدیریتی مورد توجه خاص قرار گرفته است و هر کدام بر اساس رویکرد مدیریتی خاص خود به آن پرداخته اند. ما در این مقاله بر آنیم، ضمن اشاره به اصول مدیریت از دیدگاه برخی مکاتب مشهور، آن را از دیدگاه اسلام، بویژه در بیانات پیامبر گرامی اسلام طرح و بررسی نماییم.شاید بدین وسیله در جهت نهادینه سازی اصول مدیریتی پیامبر اعظم(ص ) گامی برداشته باشیم.

تعریف اصل:(اصل) در لغت به معنای ریشه و در اصطلاح عبارت است از قواعد و قوانینی که بر چیزی حاکم است و یا اساس و پایه آن است. در مدیریت به معنای راهنما، الگوی عمل و اندیشه،قواعد و چارچوب هایی که ناظر بر کل فرایند مدیریت و به مفهوم (خط مشی) و (سیاست) نیزمی باشد. آنچه در این مقاله مقصود است؛ جنبه (حاکمیت) اصول در فرایند مدیریت است.

اصول مدیریت

دانشمندان و صاحب نظران علم مدیریت اغلب وظایف عمده (برنامه ریزی،سازماندهی، رهبری، ارتباطات، کنترل، تصمیم گیری و خلاقیت و نوآوری ) را به عنوان اصول مدیریت و برخی نیز به عنوان وظایف مدیران نام برده اند که به ارائه نظرات عده ای از آنها می پردازیم:نظریه مدیریت علمی: (فریدریک تیلور) آمریکایی اصول مدیریت علمی خود را در پنج اصل خلاصه می کند. ایشان علمی کردن روش تولید، علمی کردن گزینش افراد، همکاری میان سرپرستان و کارکنان، تعیین واحد کار و پرداخت مزد مبتنی بر تعداد واحد کار انجام شده و آموزش، مطالعه و بررسی زمان و حرکت را برای واحدهای کار مطرح کرده است.

نظریه مدیریت اداری: (هنری فایول) فرانسوی چهارده اصل را به عنوان اصول مدیریت اداری خود به شرح زیر عنوان کرده است:تقسیم کار، اختیار و مسئولیت، انضباط، انتظام سازمانی، انصاف، وحدت فرماندهی،تبعیت منافع از منافع عمومی، حقوق و پاداش مالی کارکنان، وحدت دستور، تمرکز،سلسله مراتب، نوآوری و تقویت مبانی کار جمعی و گروهی، ثبات و دوام سازمانی.نظریه مدیریت بورکراسی: (ماکس و بر) جامعه شناس آلمانی نیز در نظریات مدیریتی خود؛ ضابطه، انظباط، انتظام، انصاف، قاعده و قانون، منطق و ثبات را به عنوان اصول مدیریت مطرح کرده است.

برخی دیگر نیز اصل تخصص کار، اصل سازمانی عقلانی و رفتار عقلانی کارکنان، مشارکت گروهی در ایجاد تغییر، اصل مهارت فنی مدیران و مهارت کار درگروه و... را مطرح کرده اند.

بنابراین اصول مذکور در مدیریت نوین از تعریف و مفهومی واحد برخوردار نیستند وگاه با مفاهیمی مانند وظایف و روشها نیز تداخل دارند، و گاه به عرصه خاص از ارکان وعناصر مدیریت نظر دارند، در حالیکه اصول مدیریت اسلامی از آنجا که بر فطرت انسانی،سنت های حاکم بر هستی و اندیشه های جهان شمول اسلام تکیه دارد، برای انواع مدیریت ها و سازمانها در شرایط زمانی و مکانی متفاوت، سودمند و قابل استفاده است. ازسوی دیگر اصول مدیریت نوین گرچه به سازمان و کارکنان آن نظر دارد، امّا جهت گیری اساسی آن افزایش تولید و سود آوری بیشتر است در حالیکه اصول مدیریت اسلامی خدانگر، انسان نگر و جامعه نگر است و به دنبال سعادت و کمال انسانی در جهت سیر الی اللّه می باشد و علاوه بر کمیت کار و ابعاد مادی آن به کیفیت و ابعاد معنوی کار نیز توجه دارد.

ویژگیهای اصول مدیریت اصول مدیریت به طور کلی دارای چهار ویژگی عمده زیر هستند:

1- کار و عمل نیستند، بلکه حاکم و ناظر بر کار و کارگزارند.

2- محدود کننده رفتارهایند و در نیل به هدف ها، طریقی خاص تعیین می کنند.
3- ابهام زداینده و در شرایط پیچیده و مبهم، الگو و راهنمای عمل اند.
4- هویتی آمرانه دارند و بایدها و نبایدها را در عمل روشن می سازند.
اصول مدیریت اسلامی نیز دارای چهار ویژگی زیر می باشد:

1- ناظر بر نگاه دین به زندگی بشر است که آن را در دو بعد دنیا و آخرت می بیند.برخلاف مدیریت در رویکرد غیر دینی که نهایت و غایت امر را در تولید و افزایش بازدهی خلاصه می کند و کمال معنوی انسان را نادیده می گیرد.

بنابراین، اصول مدیریت در دین رنگ معنویت و اخلاق به خود می گیرد و افزایش تولید و بازدهی را نیز مقدمه رشد و تعالی انسان به سوی حق تعالی می داند.

2- در مدیریت اسلامی انسان محوری و روابط انسانی به طور واقعی مطرح است وهمه چیز در خدمت انسان است. بر خلاف مکاتب دیگر مدیریت که هنگام بحث از روابطانسانی، هدف واقعی افزایش بازدهی، سود و سرمایه و تولید است؛ نه خدمت و رفاه وتعالی انسانی و در کسب مهارت انسانیِ مدیران، همه تلاش بر استفاده بیشتر و بهینه امرانسان به منظور سود آوری بیشتر است. ویژگی اسلام این است که انگیزه ها و هدف ها رادگرگون و اصلاح می کند و در جهت سیر الی اللَّه قرار می دهد.

3- در مدیریت اسلامی، یک مدیر هیچ گاه مجاز به استفاده از هر ابزاری برای نیل به هدف سازمان خود نیست و حق ندارد به منظور افزایش تولید و سرمایه یا تحقق اهداف سازمان خود اصول انسانی و اسلامی را زیر پا بگذارد یا نادیده بگیرد. بلکه موظف به مراعات اصول اسلامی در هر شرایطی است. برای مثال، از نظر اسلام اهانت به یک مسلمان و خوار کردن او اهانت به خداست. رسول گرامی اسلام(ص ) می فرماید: (من استخف بفقیرمسلم فقد استخف بحق اللَّه... .)

دانلود مقاله درباره امر به معروف و نهی از منکر

در نظام اعتقادى اسلام، امر به معروف و نهى از منكر، جايگاه خاصى دارد كه بدون فهم آن، نمى‏توان جايگاه آن را در منظومه فكرى امام على‏عليه السلام دريافت. بدين روى به‏اجمال نظرگاه قرآن كريم را درباره اين فريضه، يادآور مى‏شويم:

  1. امت اسلامى، بهترين امت است؛ چرا كه امر به معروف و نهى از منكر مى‏كند و همين عامل رستگارى او است. بدين‏ترتيب مى‏توان گفت امر به معروف و نهى از منكر، از ضروريات ايمان و رستگارى امت است.
  2. پيامبرصلى الله عليه وآله وسلم نيز يكى از وظايفش امر به معروف و نهى از منكر است و از اين‏رو، اين كارى پيامبرانه است.
  3. امر به معروف و نهى از منكر، نشان پيوستگى مؤمنان به يكديگر و جلوه همبستگى جامعه اسلامى است.
  4. امر به معروف و نهى از منكر، مكمل فريضه‏هايى چون نماز و زكات است و غالبا در قرآن در كنار آنها آمده است كه نشان‏دهنده بعد اجتماعى و عملى دين مبين اسلام است.
  5. اجراى اين فريضه، ممكن است سختى‏هايى در پى داشته باشد؛ اما بايد آن را تحمل كرد كه اين از كارهاى استوار است.

با در نظر گرفتن اين تأكيدات و نكات، مى‏توان ديدگاه امام را درباره امر به معروف و نهى از منكر دريافت. در اين نوشتار مباحث را در چند محور مى‏آوريم:

  1. جايگاه سياسى امر به معروف و نهى از منكر
  2. شرايط امر به معروف و نهى از منكر
  3. مراتب امر به معروف و نهى از منكر
  4. آداب امر به معروف و نهى از منكر
  5. امام و حسبه

تقدير و تشكر

اینجانب گردآورنده تحقیق از دبیر فرهيخته و فرزانه سرکار خانم طیب لی كه با نكته هاي ناب و گفته هاي عميق همواره راهنما و رهگشاي نگارنده در اتمام و اكمال اين تحقیق بوده اند گلشن سراي علم و دانش را با راهنمايي هاي كارساز و سازنده بارور ساختند و همچنين پدر و مادر گرامی  كه با كرامتي چون خورشيد، سرزمين دلم را روشني بخشيدند تقدير و تشكر مي نمايم.

گفتار اول: جايگاه سياسى امر به معروف و نهى از منكر

تعبير امر به معروف و نهى از منكر، از تعبيرات كليدى و پربسامد در سخنان امام على‏عليه السلام است كه در مناسبت‏هاى گوناگون و به دلايل مختلف بر آن انگشت مى‏گذارد و از آن سخن مى‏گويد. از اين رو مى‏توان گفت كه اين تعبير از اهميت فراوانى نزد امام برخوردار است. براى دريافت جايگاه آن نزد امام، اين مطلب را در چند محور زير پى مى‏گيريم:

الف. مفهوم سياسى امر به معروف و نهى از منكر؛

ب. هدف و غايت دين؛

ج. فلسفه حكومت اسلامى؛

د. تأمين حقوق همگان؛

ه . حفظ نظام اجتماعى سالم؛

و. مكانيزم نظارتى در حكومت اسلامى؛

ز. رويكرد اجرايى به اين فريضه؛

الف. مفهوم سياسى امر به معروف و نهى از منكر

براى فهم عميق معناى امر به معروف و نهى از منكر نزد امام على‏عليه السلام، بايد خود را از معناى رايج و محدود آن نجات دهيم و به اين مسئله از منظر حضرت بنگريم. تلقى رايج از امر به معروف و نهى از منكر غالبا خرد و محدود است و آن را منحصر به حوزه احكام عبادى و پاره‏اى از مسائل پيش پا افتاده اجتماعى كرده‏اند. حال آن كه از نظر امام، معروف هر آن كردار و رفتار و اعتقاد پسنديده‏اى است كه عقل سليم انسان بدان حكم، و قرآن و سنت آن را تأييد مى‏كند. از اين منظر هر خير و خوبى در دامنه معروف مى‏گنجد، از آشتى دادن ميان زن و شوهر تا ارزان‏فروشى و رعايت انصاف در معاملات و همين‏طور تا بسيج عمومى براى جهاد.

اين كه امام به اين فريضه در سطحى گسترده و پهناور مى‏نگرد و آن را محدود به موارد خاص و حوزه‏هاى خرد نمى‏داند، نكته مهمى است. از اين‏رو در روايتى كه به ايشان منسوب است، بر آن است كه اگر اين فريضه اجرا شود، همه فرايض خرد و كلان و آسان و دشوار ديگر نيز اجرا خواهد شد؛ زيرا امر به معروف و نهى از منكر، دعوت به اسلام است و رد مظالم و مخالفت با ظالم و تقسيم غنايم و گردآورى ماليات‏ها و هزينه كردن آنها در موارد خاص خودشان است . بدين‏ترتيب، نگاه امام به اين فريضه داراى دامنه وسيعى است و از خرد تا كلان مسائل اجتماعى را دربر مى‏گيرد. پس مى‏توان گفت كه از نظر امام‏عليه السلام امر به معروف و نهى از منكر، يعنى امر به همه نيكى‏هاى اجتماعى و بازداشتن از همه مفاسد اجتماعى در همه حوزه‏ها؛ از حوزه‏هاى اخلاقى گرفته تا حوزه‏هاى اقتصادى و سياسى، مانند توصيه و الزام حاكمان به معروف.

ب. هدف و غايت دين

دين عبارت است از پاره‏اى بايدها و نبايدها كه مؤمنان بايد در چارچوب آن حركت كنند و بكوشند بايدها را انجام دهند و از نبايدها بپرهيزند. امر به معروف و نهى از منكر نيز عبارت است از درخواست تحقق آن بايدها و كوشش براى پيشگيرى از نبايدها. از اين منظر مى‏توان هدف دين را تحقق آن بايدها و محو آن نبايدها دانست. اين بايدها در قالب معروف‏ها و آن نبايدها در هيئت منكرها معرفى مى‏شوند.

امام‏عليه السلام با چنين نگاهى به ماهيت وكاركرد دين، مى‏فرمايد: غاية الدين، الامر بالمعروف والنهى عن المنكر واقامة الحدود؛ «غايت دين، امر به معروف، نهى از منكر و اجراى حدود است. » اين رويكرد نيز گواه آن است كه امام‏عليه السلام به اين فريضه، چونان فريضه‏اى در كنار ديگر فرايض نمى‏نگرد، بلكه آن را اساس، ريشه، بنياد همه فرايض و برترين فريضه مى‏شناسد، و مهم‏ترين كاركرد دين را چيزى جز همين امر و نهى نمى‏داند.

اختلالات یادگیری و راه های درمان آن

یک اختلال یاد گیری، اختلالی عصب زیست شناختی است که از یک مشکل جدی د ر خواندن، حساب کرد ن و یا کلمه بندی نوشتن به وجود  می آید  که انتظار نمی رود  به یک فرد  عادی نسبت د اد ه شود . یک اختلال یاد گیری نه یک اختلال یاد گیری است ونه به وسیله ی یک اختلال هیجانی ایجاد  می شود . اگر د رست ارزیابی نشود  تأثیر بالقوه ای روی عملکرد  ناسازگارانه ی فرد  د ارد  و د ر حوزه های چند گانه ی زند گی ضعف ایجاد  می نماید . وقتی فردی مظنون به اختلال یاد گیری می شود ، یک ارزشیابی عصب روان شناختی توانایی ها ضروری است تا منبع مشکل را به علاوه د ر حوزه های توانایی عصب روان شناختی تعیین کند  که می تواند  به عنوان پایه ای برای فنون جبرانی و اختیارات د رمانی باشد .

اختلال یادگیری چیست؟

یک اختلال یاد گیری1 به وسیله متخصصان بهد اشت روانی و پزشکی به عنوان یک اختلال عصب زیست شناختی و یا اختلال پرد ازش زبان تشخیص د اد ه شد ه که به وسیله عملکرد  مغز به وجود  آمد ه است. یکی از پیامد های ناکارآمدی مغز شیوه ای که افراد  مبتلا به اختلال یاد گیری اطلاعات را کسب کرد ه و پرد ازش می کنند  که از عملکرد  عادی و قابل انتظار برای کود ک یا بزرگسالی که می تواند  بد ون مشکل جدی یاد  بگیرد ، متفاوت است. یک اختلال یاد گیری ممکن است از لحاظ علمی د ر حوزه های شناسایی کلمه، اد راک خواند ن، حساب کرد ن، استد لال کرد ن، هجی کرد ن ویا کلمه بندی نوشتن به وجود  آید . یک اختلال یاد گیری غالبا وابسته به عملکرد  غیرعادی مغز به علاوه د ر حوزه گفتار است. یک اختلال یاد گیری که د ر زمینه علمی تشخیص د اد ه شد ه است ممکن است د ر زمینه های دیگر نیز اختلال ایجاد  کند . به طور مثال فعالیت های روزمره یک فرد  د ر خانه ممکن است از ناتوانی بالقوه حافظه، استد لال و یاحل مساله تاثیر بگیرد  و وابسته به مشکل عصب زیست شناختی باشد . به علاوه ممکن است تاثیر نامطلوبی بر ارتباطات اجتماعی بگذارد زیرا که ضعف فرایند  شناختی فرد  باعث می شود  که او د ر فکر کرد ن و یارفتار د چار اشتباه ویا د چار کج فهمی رفتار دیگران گرد د .

 اختلالات یاد گیری ممکن است با حالت های مختلف ADHD (اختلال بیش فعالی همراه به نقص توجه)، اختلالات رفتاری، ناتوانایی های حسی یا دیگر شرایط کلینیکی یا عصب شناختی هم زیستی د اشته که شامل بیماری های سلول های د اسی شکل، دیابت ها، کم وزنی د ر هنگام تولد ، جراحی قلبی نئوناتال، سرطان خونی، تورم لنفاوی حاد  و هید رو سفال ها می شود.

با وجود  این به علت ضعف عملکرد  و یا مشکلات اجتماعی، مبتلا بود ن به اختلال یاد گیری باعث افسرد گی واضطراب می شود . اما این اختلال نه یک اختلال یاد گیری است و نه به وسیله ی یک اختلال هیجانی به وجود  می آید.

ریشه های اختلال یادگیری

انواع زیادی از عملکرد های غیرعادی مغز وجود  د ارند  که می توانند  منجر به یک اختلال یاد گیری شوند  که تاکنون تغییرات و علل آن شناسایی و طبقه بندی نشد ه اند . به طور مثال نارساخوانی از اختلالات یاد گیری ای است که روی خواند ن و هجی کرد ن تأثیر می گذارد . تحقیقات نشان د اد ه است که عملکرد  غیر عادی مغز د ر پرد ازش زبانی- شنید اری(مثل پرد ازش صد اشناسی نام گذاری سریع اتوماتیک) د ر تعد اد  زیادی از افراد  مبتلا به نارسا خوانی دید ه شد ه است.

شواهدی وجود  د ارد  که نشان می هد  که نام گذاری اتوماتیک و سریع و پرد ازش صد ایی هسته ی پرد ازش هایی هستند  که مهارت های خواند ن را پیش بینی می کنند .

گرچه بعضی افراد  د رسیستم دید اری مغزشان ساختار متفاوتی د ارند 2. تأثیرات نواقص ویژه ی دید اری بر روی یاد گیری ممکن است به مهارت های دیگر بسط یابد . اختلال ریاضی اختلال یاد گیری ای است که روی محاسبه ی ریاضیات و حل مساله تأثیر می گذارد . تحیقات گوناگونی د ر حال انجام است که تعیین می کند  انواع مختلف عملکرد  غیر عادی مغز است که منجر به اختلال یاد گیری می شود . تحقیق اختلال ریاضی که از تصویر عصبی استفاد ه می کند  به گسترد گی تحقیق نارساخوانی نیست. ولی به هر حال مطالعات عصب شناختی به وضوح انواع ناکارآمدی های مغز را به اثبات رساند ه است.

نیاز به ارزشیابی مناسب ملاک های تشخیص یک اختلال یاد گیری همزمان با تغییر تد ابیر آموزشی و یافته های تحقیق تغییر می کنند . با وجود  این ها این حقیقت که یک اختلال یاد گیری نمایانگر عملکرد  غیرعادی مغز است بحثی د ر آن نیست. بنابراین وقتی فردی د رمد رسه و د ر زند گی روزمره با مشکل مواجه است مظنون به یک اختلال یاد گیری می شود  که یک ارزشیابی از توانایی های عصب روان شناختی او ضروری است تا نشان د هد  که کد ام عملکرد های مغز آن طوری که انتظار می رود  کار نمی کنند  و کد ام عملکرد های مغز به قد ر کافی کار نمی کنند . یک ارزشیابی عصب روان شناختی می تواند  د امنه ی مورد  نیاز ارزیابی عملکرد  خاصی که اغلب د ر اختلال یاد گیری مورد  بحث است را فراهم کند  مثل توجه به توانایی های حسی - حرکتی. ارزیابی گسترد ه ی به د ست آمد ه به وسیله ی یک ارزشیابی عصب روان شناختی امکان تشخیص نقاط ضعف و قوتی را که هر د و برای تعیین حوزه های مد اخله مهم اند  فراهم می نماید . اند ازه گیری پاسخ ها برای مد اخله و رویکرد های تشخیصی متد اول د رامریکا نمی تواند  جانشین یک ارزشیابی عصب روان شناختی جامع شود.  اطلاعات پایه ای د ر رابطه با توانایی دید اری و کلامی می تواند  از یک آزمون جامع هوشی(IQ)تفسیر شد ه توسط یک متخصص واجد  شرایط به د ست آمد ه باشد . مد ارس د ولتی متخصصانی را که واجد  شرایط اجرا و تفسیرآزمون های هوشی اند  استخد ام می کنند . اگر چه مد ارس خصوصی و د انشگاه ها متخصصان تعلیم دید ه برای اجرا و تفسیر آزمون های هوشی را استخد ام نمی کنند . علاوه بر این که استخد ام آن ها توسط این مد ارس کار کاملاً عجیبی است. با ملاحظه ی متخصصان واجد  شرایط استخد ام شد ه د ر مد ارس د ولتی باز هم ارزیابی آنان د ر مد رسه ای معین قابل اطمینان نیست. بنابراین باید  این شغل را مورد  به مورد  و مد رسه به مد رسه مورد  بررسی قرار د اد . همان طور که متخصصان خوب پزشکی باید  خارج از شبکه ی مراقبت های اولیه ی بهد اشت جستجو شوند ، متخصصانی هم که برای اجرای آزمون ارزشیابی روان شناختی آموزش دید ه اند  بهتر است د ر ارزشیابی و مراقبت از کود کان و بزرگسالانی که د ر مد رسه یا د انشگاهشان متخصص ند ارند ، تجربه د اشته باشند .

آزمون های محد ود  که فقط از آزمون IQ و ارزیابی سطوح پیشرفت تحصیلی تشکیل می شود ، اطلاعات کافی از کارکرد  مغزی کود کان یا بزرگسالان فراهم نمی کند  تا بالاترین سطح مراقبت استاند ارد  و مد اخله های هد فمند  فراهم گرد د . د ر یک فرد  مبتلا به اختلال یاد گیری ارزشیابی عصب روان شناختی ممکن است به عنوان یک ضرورت پزشکی برای اهد اف مورد  بررسی و روشن کارکرد های مغزی باشد . اگر شرایط پزشکی دیگر وجود  د اشته باشد  ارزشیابی عصب روان شناختی فوق العاد ه مهم است، اما اگر این شرایط هم نباشد  باز ارزشیابی عصب روان شناختی اهمیت د ارد . مجریان د ور اندیش بیمه توصیه کرد ه اند  تا تعیین کنند  که آیا خد مات ضروری می تواند  به وسیله ی یک متخصص واجد  شرایط د ر مد رسه ی خصوصی ارایه شود .

یک اختلال یاد گیری اختلالی مزمن و ماد ام العمر است. تأثیراین ناتوانی می تواند  روی عاطفه، آموزش وعملکرد  حرفه ای با توجه به شرایط زند گی، ارتباطات میان فردی و نقاط ضعف و قوت فردی و به علاوه تأثیر روی جامعه مهم باشد . کود کان مبتلا به اختلال یاد گیری د ر مد رسه عملکرد  بدی د ارند  و انتظار نمی رود  که بتوانند  دیپلم بگیرند . اختلال یاد گیری می تواند  تأثیر نامطلوبی روی عملکرد  شغلی د ر بزرگسالی د اشته باشد . شناسایی به موقع این محد ودیت ها و توانایی های عصب روان شناختی می تواند  آموزش، شغل و طرح های د رمانی را تسهیل کند . د ر هر صورت باید  ارزشیابی مناسب صورت گرفته باشد.

 ناتوانی های حافظه و راهبردهای آن

ناتوانایی یادگیری و به خاطر سپردن انطباق یابی ارگانیسم را افزایش می دهد1. این درحالی است که یکی از اجزای مهم فرآیندیادگیری حافظه است. به گونه ای که بدون حافظه ما به رویداد ما به گونه ای واکنش نشان می دهیم که انگار بیش ازاین آنها را تجربه نکرده ایم2.

 عوامل شناختی موثر در فرایندیادگیری از جمله ماهیت و ساختار حافظه و چگونگی عملکرد آن را تبیین نمایند3. کارکرد ذهنی نگهداری اطلاعات مربوط به محرک ها ، رویدادها ، تصاویر، ایده ها و مانند آن ، نظام انباره ای فرضی درباره ذهن /مغز که این اطلاعات را نگهداری می کند ، اطلاعاتی که نگه داشته می شوند ، یادداری اطلاعات در طول زمان ، یادداری آنچه تجربه شده است رو به یادآوردن اطلاعاتی که اندوزش شده اند از جمله تعاریفی هستندکه برای حافظه ارائه شده است.

علل بروز اختلالات یادگیری

1) عوامل پیش هنگام و قبل از تولد

اختلالات یادگیری برخی کودکان می تواند بواسطه مشکلاتی باشد که پیش از تولد، هنگام تولد و بلافاصله بعد از تولد وجود داشته است.

از جمله عوامل پیش از تولد عبارتند از:

عدم تناسب خون مادر با جنین

اختلالات در ترشحات داخلی مادر

قرار گرفتن در برابر اشعه

استفاده از دارو

از عوامل هنگام تولد می توان به مواردی چون:

کم وزنی هنگام تولد

آسیب وارده بر سر

آمدن جفت پیش از نوزاد

تولد با پا اشاره کرد.

از عوامل بعد از تولد عبارتند از:

مسمومیت سرب

نارسایی های تغذیه ای

محرومیت های محیطی و ...

 2) عوامل فیزیولوژیک مؤثردر بروز اختلالات یادگیری

بسیاری از متخصصان بر این باورند که علل اساسی و عمده اختلالات یادگیری آسیب دیدگی مغزی شدیدیا جزئی و صدمه وارده به دستگاه مرکزی عصبی است.

3) عوامل بیوشیمیایی مؤثر دز بروز اختلالات یادگیری

گفته شده است که اختلالات گوناگونمتابولیکی در حکم عواملی هستند که موجب اختلالات یادگیری می شوند.برخی از عوامل بیوشیمیایی که در ارتباط با اختلالات یادگیری از آن ها نام برده شده است عبارتند از:هایبوگلیسیمی و کم کاری تیروئید.

4) عوامل آموزشی مؤثر در بروز اختلالات یادگیری

به غقیده برخی از متخصصان تدریس ناکافی و ناصحیح می تواند در بسیاری از اختلالات یادگیری عامل به حساب بیاید، به نظر می رسد که شماری از کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری مرکز آموزش کافی و مناسب قرار نگرفته اند.

انواع اختلالات یادگیری

کودکان مبتلا به اختلالات یادگیری ممکن است در یکی یا چند مورد از موارد زبر دچار مشکل باشند:اختلال در زبان گفتاری-اختلال در زبان نوشتاری-اختلال در خواندن و حساب، به عبارتی ممکن است کودکی در همه موارد فوق به جز یک مورد عملکرد خوب و مناسبی داشته باشد، ولی در یک زمینه دچار مشکل شودو به این ترتیب همپوشی های مختلفی در زمینه های یاد شده ممکن است اتفاق بیفتد.

به خود مي باليم در كشوري زندگي ميكنيم كه جاي جاي آن عطرآگين از حضور شهيداني است كه تاريخ مارا با نثار خون خويش ، براي سربلندي ایران عزيز رقم زدند.به روح پاكشان درود مي فرستيم و خاضعانه در برابر آرمان هاي بزرگ امام سر فرود مي آوريم.

زمینه ها و دلایل آغاز جنگ

از زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی، عراقی‌ها رؤیای رهبری جهان عرب را در سر می‌پروراندند. از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ درآمدهای نفتی عراق افزایش یافت. این موضوع به عراق کمک می‌کرد تا خلاء ناشی از مرگ جمال عبدالناصر در صدر رهبری اعراب را پر کنند. زیرا مصر پس از پیمان کمپ دیوید نفوذ خود در میان اعراب را از دست داده بود.

در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی عراق روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و از اتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمی‌ای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقی‌ها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. در سال ۱۹۷۴ تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید و درگیری‌های نظامی مرزی پراکنده کم‌کم به جنگی تمام عیار تبدیل شد. تنش به قدری بالا گرفت که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ناچار به مداخله و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد. نتیجه گزارش این نماینده منجر به صدورقطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت شد که در آن طرفین ملزم به حل اختلاف مرزی میان خود شدند.

در پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر ایران به‌طور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در اروندرود بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد. این نقش را بعدها اسرائیل به تنهایی در برابر کردها برعهده گرفت. بنابراین عراق که در طول سال‌های بعد سیاست‌های ضد غرب و ضدصهیونیستی را تبلیغ می‌کرد، در سال ۱۹۸۰ و پس از سقوط شاه، سیاست ایرانی ستیزی را در دستور کار عراقی‌ها قرار داد. صدام متوجه خلاء ناشی از سقوط شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس شده بود و تلاش داشت تا نقشی که پیش از آن محمدرضا پهلوی ایفا می‌کرد را برعهده گیرد. او برای این‌کار نیاز به مرز آبی کافی و تسلط بر خلیج فارس داشت. عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق می‌دانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل از تجزیه طلبان خوزستان حمایت می‌کرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود؛ ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.  به گفته جیمز بیل، دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی می‌توان در «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشین‌های منطقه چندان ناخوشایند نبود.  سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهار بیروت گفت:

بهبود شرایط با ایران منوط به تحقق ۳ شرط اصلی است: ۱-تجدیدنظر در پیمان نامه۱۹۷۵ الجزایر درباره اروند رود ۲-اعطای خودمختاری به عشایر کرد و بلوچ و عرب ۳-خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه‌گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارس

صدام حسین مدعی بود که نظام بعثی از همان ابتدای انعقاد قرارداد مرزی ۱۹۷۵ در زمان شاه، خود را مغبون می‌دیده. به نظر می‌رسد که باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که پس از انقلاب، ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راه‌حل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد.  از سوی دیگر تنها دو ماه پیش از آغاز جنگ، صدام حسین و زیبیگنیو برژینسکی درعمان با یکدیگر دیدار کردند. باور بنی صدر این بود که برژینسکی در این ملاقات به صدام اطمینان داده که ایالات متحده مخالفتی با الحاق خوزستان به عراق ندارد.

پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، عراق برخی ناآرامی‌های سیاسی را زیر سر سید محمد باقر صدر و با حمایت و تشویق ایران می‌دانست. صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت.  رهبران ایران نیز رسماً اعلام می‌کردند که به سیاست صدور انقلاب ایران به سایر کشورها می‌اندیشیدند. روح‌الله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۸) اظهار داشت:

ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم

همچنین او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ در پیامی که دربارهٔ قطع رابطه آمریکا با ایران داده بود به صدام اشاره کرد و گفت:

صدام حسین که همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف کمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای کارتر، آن کند که مغول کرد، و با علمای اسلام خصوصاً حضرت آیت اللّه آقای سید محمدباقر صدر، آن کند که رضاخان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات کردند، باید بداند که با این اعمال ضد اسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‌کند.

ملت شریف عراق! شما اخلاف آنان هستید که انگلیس را از عراق راندند؛ بپا خیزید و قبل از آنکه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه کند، دست جنایتکار او را از کشور اسلامی خود قطع کنید. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همهٔ ملت اتحاد کنید و این ریشهٔ فساد را قبل از آنکه فرصت از دست برود، قلع و قمع نمایید، و برای خدا دفاع از کشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید که خدا با شماست. ای ارتش عراق! اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نکنیدو به ملت بگرایید و دست آمریکا را که از آستین صدام بیرون آمده است قطع کنید و بدانید اطاعت از این سفاک، مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است.

مدتی بعد در ۲۸ فروردین ۱۳۵۹ روح‌الله خمینی در جمع فرماندهان بسیج ضمن سخنانی ارتش عراق را به کودتا علیه صدام تشویق کرد:

صاحب منصبهای خوب ما داریم در عراق. صاحب منصبهای صحیح و متدین هستند. خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند؛ و حرام است بر آنها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند؛ و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند و حکومت خودشان را اسلامی کنند و قواعد هم اسلامی باشد.

در پیامی که به مناسبت کشته شدن سید محمد باقر صدر منتشر شد، روح‌الله خمینی بار دیگر بر قیام مردم و ارتش عراق علیه صدام تأکید کرد:

عجب آن است که ملتهای اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاه‌ها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصایب بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ وارد می‌شود بی‌تفاوت بگذرند و به حزب بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند؛ و عجب‌تر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.

من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجه‌داران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد؛ یا از پادگانها و سربازخانه‌ها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند. من از کارگران و کارمندان دولت غاصب بعث مأیوس نیستم؛ و امیدوارم که با ملت عراق دست به دست هم دهند و این لکهٔ ننگ را از کشور عراق بزدایند.

عراق مدعی بود که وارد یک جنگ دفاعی شده و از حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و بازپس‌گیری اراضی خود با توسل به زور استفاده می‌کند. آن‌ها معتقد بودند که حکومت ایران تمام راه‌های حل مسالمت‌آمیز اختلافات دو کشور را مسدود کرده‌است. پیش از آغاز یورش بارها ایران را به اقدامات تجاوزگرانه نسبت به عراق و دخالت در امور داخلی خود از جمله حمایت از حزب غیرقانونی الدعوه می‌کردند. رهبران ایران هم در بخش عربی رادیو دولتی این کشور به بدگویی شدید از حکومت بعث عراق پرداخته و آن را یک حکومت ضد اسلامی و دست‌نشانده قدرت‌های امپریالیستی معرفی می‌کردند. حکومت عراق نیز متهم می‌شد که به اقدامات تجاوزگرانه از جمله حمایت علنی از شورشیان جدایی‌خواه در خوزستان و قول کمک به آن‌ها برای آزادی «عربستان»، نامی که حکومت عراق بر این استان نهاده بود، می‌پردازد و دریادار احمد مدنی استاندار وقت خوزستان گفته بود که عراق برای شورشیان سلاح ارسال می‌کند. در چندین مورد حتی نیروهای عراق حملاتی را به شهرهای مرزی ایران ترتیب دادند که یکی از آن‌ها یورش به شهری در کردستان ایران در ژوئن ۱۹۷۹ و دیگری به شهر صالح‌آباد در جنوب بود که چندین کشته به جا گذاشت. در نیمه اول سال ۱۹۸۰ (زمستان ۵۸ و بهار ۵۹) چندین درگیری مرزی دیگر هم بین دو کشور رخ داد.

با این وجود یک سال پیش از جنگ، آمریکا دولت مهدی بازرگان را از احتمال بروز جنگ باخبر کرده بود. مقامات آمریکایی گزارش دادند:

مانورهایی با حضور مشترک یگان‌هایی مختلف و تمرین‌هایی برای گسیل و حرکت سریع یگان‌هایی بزرگ در مسیر شط‌العرب (اروند رود) رودی که مشخص‌کننده جنوبی‌ترین بخش مرز میان عراق و ایران است، در جریان است. عراق هم‌چنین مقادیر عظیمی ابزارآلات و تمهیدات جنگی را در این منطقه دارد جاساز می‌کند، این ابزارآلات و تمهیدات را پنهان و استتار می‌کند، و مشغول اجرای طرح‌های مهندسی نظامی‌ای است که حمله به ایران را برایش تسهیل خواهند کرد.

آغاز تهاجم

در جريان كنفرانس سران اوپك كه در سال 1353 در شهر الجزيره تشكيل شد ،  با تلاش هايي كه رييس جمهور الجزاير به عمل آورد  ، مذاكراتي بين شاه ایران و صدام حسين انجام شد كه نتيجه آن اعلاميه (6 مارس 1975) بود كه به قرداد 1975 الجزاير معروف شد.صدام حسين با پاره كردن قرداد 1975 الجزاير در مقابل دوربين هاي تلويزيوني ، جنگ و تجاوزعليه ایران را در ساعت 20/14 روز 31 شهريور ماه 1359 با حملات هوايي آغاز و ظرف چند ساعت ، 19 نقطه مهم ، از جمله فرودگاه هاي كشور مارا مورد هدف قرار داد.
رژیم بعثی عراق در پي موافقت كاخ سفيد ، عمليات تهاجم سر تا سري ارتش خود به خاک ایران را با رمز (يوم الرعد)به معناي (روز تندر) آغاز كرد.

دفاع مقدس و آمار

در كل دفاع مقدس 7 سال و 11 ماه ،  يا 2900روز و به عبارتي ديگر 95 ماه طول كشيد كه اين مدت دو برابر جنگ دو كره و دو برابر جنگ جهانی اول مي باشد.
مجموعا در طول8 سال دفاع مقدس 163 عمليات كوچك و بزرگ وبه طور تقريبي هر 7 ماه يك عمليات عليه دشمن انجام شده كه در اين ميان 19 عمليات بزرگ ، 19 عمليات متوسط و125 عمليات كوچك انجام شده است.

شهداء

تعداد كل شهدای جنگ ایران و عراق ، طي آخرين آمار 188 هزار و 15 نفر اعلام شده است. در جنگ تحمیلی 172056 نفر در درگيري با دشمن و 15959 نفر در بمباران شهر ها به شهادت رسيده اند.

زیست شناسان رشد را به معنای بزرگ شدن بخش ها تشكیل دهنده یك موجود زنده یا تشكیل بخش های جدید مشابه آنچه قبلا وجود داشته است می دانند. رشد در موجودات زنده به دو صورت افزایش تعداد سلول ها و افزایش برگشت ناپذیر اندازه سلول صورت می گیرد.

رشد در طی زندگی جاندار ادامه دارد اما نتیجه آن هموراه ساختاری كارآمد، جوان و زنده نیست در پیكر جاندار در حال رشد، همواره ماده سازی و تخریب هر دو انجام می شود وقتی ماده سازی بر تخریب برتری داشته باشد اندازه جاندار بزرگتر می شود وقتی تخریب بر ماده سازی برتری داشته باشد پیری فرا می رسد.

 

چرا بهداشت نوجوانان اهمیت دارد؟

دنیای امروز ، نوجوانان بیشتری نسبت به سایر زمان ها دارد.طبق سرشماری سال 1375،25% جمعیت کشور ایران را افراد19-10سال تشکیل می دهند . این تعداد افزون بر 16 میلیون نفر جمعیت میباشد.تاثیر دوره جوانی بر بقیه سالهای زندگی حیاتی است. نوجوانی زمان گذر از کودکی به بزرگسالی و آمادگی برایبزرگسالی است. نوجوانی زمان اکتساب باروری،اکتساب خصوصیات عاطفی هیجانی بزرگسالی، زمان کسب هویت فردی و اجتماعی و ... میباشد.

 

بلوغ

بلوغ به مجموعه ای از تغییرات بدنی و روحی كه بین دوران كودكی و نوجوانی پیش می آید و تا جوانی ادامه می یابد بلوغ می گویند در دوران نوجوانی و بلوغ دخترها و پسرها یك دوره ی سریع رشد بدنی را تجربه می كنند.

این تغییرات در دخترها یك یا دو سال زودتر از پسرها شروع می شود.

در دخترها تغییرات سریع از 11 الی 12 سالگی و در بیشتر پسرها از 13 الی 14 سالگی آغاز می گردد.

 انواع بلوغ:

1- بلوغ جسمی: منظور از بلوغ جسمی، رشد و تكامل اعضای بدن است كه طی آن رشد استخوان و سایر اندام ها به مرز نهایی خود می رسد.

2- بلوغ جنسی: شایع ترین نشانه های بلوغ در این مرحله ظاهر می شود، علائم بلوغ جنسی، ظهور صفات ثانویه جنسی است.

3- بلوغ روانی: نوعی تكامل روحی است كه قدرت تشخیص مسائل و مصالح زندگی را به انسان می بخشد، در این حالت فرد، قبول مسئولیت های اجتماعی قدرت رویارویی با مشكلات پیچیده پیدا می كند.

4- بلوغ اقتصادی: هنگامی كه فرد از نظر تامین معاش و اداره ی مستقل اقتصادی بتواند برخود متكی باشد از نظر اقتصادی بالغ شده است.

5- بلوغ شرعی: فقه شیعه سن بلوغ را برای پسران 15 سال قمری و برای دختران 9 سال قمری در نظر گرفته است. در میان اهل تسنن متفاوت است. در این زمان نوجوان به وظایف دینی و اخلاقی خود عمل خواهد نمود.

تغییرات عاطفی

در دوران بلوغ تغییرات عاطفی و روانی زیادی در نوجوان به وجود می آید و لازم است نوجوانان از خود مراقبت بیشتری به عمل آورند.

 

در این دوران حساسیت ها، به خود گرفتن ها و زود رنجی ها بیشتر از سایر دوران ها در نوجوان تاثیر  ایجاد می كنند در این دوران نوجوانان برای ایمنی خاطر نیاز دارند كه:

1) قابل ارزش باشند

2) در تصمیم گیری ها شركت كنند

عواطف در رفتارها

عكس العمل های عاطفی یا رفتار ناشی از عواطف، عكس العملهایی است كه در اثر پیدایش انگیزه به وجود می آیند مهمترین عواطف شامل شد، دوام و تاثیرات داخلی است.

عواطف تحت تاثیر تربیت قرار دارند اما در طول عمر دوام دارند، عواطف شدید می توانند در دستگاه های مختلف مانند تنفس، گردش خون، هورمون ها، ماهیچه ها تغییرات زیادی ایجاد كنند.

 

 

اصطلاح مهارتهای زندگی (Life Skills) برای اکثر ما آشناست. تعریف مهارت های زندگی هم دشوار به نظر نمی‌رسد: مهارتهایی که به ما برای زندگی بهتر کمک می‌کنند.

با این حال همان‌طور که می‌توانید حدس بزنید، اجماع و اتفاق‌نظر قطعی در مورد فهرست مهارتهای زندگی و اینکه چه چیزهایی را باید به عنوان مهارت زندگی ضروری دانست و یادگیری آن را توصیه کرد وجود ندارد.

در این میان شاید یکی از معتبرترین مدل‌ها، مدلی پنج قسمتی باشد که سازمان بهداشت جهانی حدود دو دهه قبل ارائه کرده و هنوز هم در طراحی سیستمهای آموزشی و نیز برنامه ریزی‌های کلان دولت‌ها مورد توجه قرار می‌گیرد .

سازمان بهداشت جهانی تعریف مهارتهای زندگی را به صورت زیر ارائه می‌دهد:

مهارتهای روانی – اجتماعی که به ما کمک می‌کنند با نیازها و چالش‌های زندگی روزمره بهتر کنار بیاییم.

این سازمان، مهارتهای زندگی را به شکل زیر فهرست و دسته بندی می‌کند:

–تصمیم گیری و حل مسئله

–تفکر خلاقانه و تفکر نقادانه

–مهارت ارتباطی و مهارت مدیریت رابطه

–خودآگاهی و همدلی

–مدیریت احساسات و هیجانات و مدیریت استرس

 

هنگامي يك نرم افزار كاربردي موفق قلمداد مي گردد كه تمام نيارمندي هاي كاربرانش را برطرف سازد و اين بدان معناست كه مدت زماني طولاني بدون عيب و نقص كاركرده يا اصلاح و حتي اعمال تغييرات در آن ساده باشد و بتواند و بايد بتواند كه امور را به گونه اي مناسب تر تغيير دهد. اما وقتي نرم افزاري با موفقيت همراه نيست،‌يعني كاربر از آن ناراضي است،‌مستعد خطاست،‌تغيير آن مشكل است،‌حتي كاركردن با آن سخت و طاقت فرساست.

رخداد هر اتفاق نامطلوب، ممكن است. از اينرو ما همگي مي خواهيم نرم افزاري بسازيم كه بهتر عمل كند و از اتفاقات بدي كه در سايه فعاليت هاي شكست خورده،‌كمين كرده اند،‌بپرهيزد. موفقيت در طراحي و ساخت نرم افزار نياز به انضباط و نظم دارد و البته رهيافتي مهندسي.

گرچه مديران و متخصصان نياز به رهيافتي منظم تر را تشخيص داده اند،‌اما در خصوص كاربرد رهيافت ها نيز به بحث و جدل مشغولند.

هنوز نيز بسياري از افراد و شركت ها نرم افزار را به طور آشفته و نامنظم توليد مي كنند. هرچند سيستم هايي مي سازند كه خدماتي به اكثر فناوري هاي پيشرفته امروزي ارائه مي كنند. بسياري از افراد حرفه اي و دانشجويان از روش هاي مدرن اطلاعي ندارند و در نتيجه كيفيت نرم افزار توليد شده ما دچار نقيصه شده و اتفاقات بدي روي مي دهد.[1]

 توليد نرم افزارهای کاربردی روزبه روزگسترش می يابد و لزوم بکارگيری روش ها و اصول مهندسی نرم افزار در مراحل توسعه ، مديريت و پشتيبانی آنها بيشتر نمود پيدا می کند . کيفيت نرم افزار (Software Quality) شاخص حياتی برای توليد نرم افزار های با کيفيت بالاست که ضمن بالا بردن بهره وری در توليد نرم افزار ها ، به ايجاد نرم افزار های قدرتمند و شکست ناپذير منجر می گردد . همانطور که شاهديم در سال های اخير نگاه علمی به مقوله اقتصاد ، معادلات حاکم بر روابط اقتصادی و تجارت سنتی را تحت تاثير قرار داده و راهبرد توسعه اقتصادی متکی به توسعه صنعتی ، جای خود را به توسعه اقتصادی بر مبنای توسعه علمی داده است . به گونه ای که در اقتصاد دانش محور ، توسعه علم و فن آوری بويژه فن آوری اطلاعات و ارتباطات (IT) به عنوان شيوه ای مطمئن و قدرتمند برای توليد ثروت و توسعه اقتصادی شناخته می شود .در اين بين و با الگو برداری از پيشتازان عرصه توليد نرم افزار همچون کشور های هند و ايرلند و شيوه های بکار رفته توسط ايشان در توسعه اقصادی مبتنی بر نرم افزار، متوجه خواهيم شد که در پس همه اين طرح ها و موفقيت ها بايد به جستجوی زير ساخت ها بر آئيم ، زير ساخت هايی که منجر به توليد و ساخت نرم افزار های قدرتمند و بر پايه اصول علمی در سطح جهانی شده است .

از اين رو وجود زير ساخت های بسيار قوی علمی ، فنی و مهندسی بکار گرفته شده توسط اين کشورها را می توان به عنوان الگويی برای ساير کشورها در نظر گرفت و با بهره گيری از اين تجربيات به ارتقاء جايگاه نرم افزار و صادرات آن و نيز تعامل مثبت آن با اقتصاد پرداخت .مدل سازی نرم افزار ، بکارگيری تکنيک های پيشرفته آزمايش نرم افزار ، مديريت ريسک نرم افزار ، تضمين کيفيت نرم افزار ، مهندسی محصول و .... تنها عناوينی از فهرست گسترده زير ساخت های مرتبط با توسعه نرم افزار های قوی و مهندسی ساز است که در نوشتار حاضر به طور خاص به بررسی علمی و فنی يکی از اين زير ساخت ها با عنوان "تضمين کيفيت نرم افزار" و در زيرشاخه ی آن به کيفيت نرم افزار و راه های تضمين و بهبود آن پرداخته خواهد شد .اين نوشتار با ارائه تعاريف و اهميت نقش کيفيت نرم افزار در توليد سيستم های نرم افزاری مهندسی ساز و ارائه يک نمونه از استاندارد های کاربردی در اين خصوص ، سعي دارد نشان دهد كه توجه به ساخت نرم افزار با کيفيت بالا در جهت بهره گيري مطلوب مي تواند كارآيي سيستم ها را افزايش داده و دستيابي به ظرفيت هاي جديدي را فراهم آورد .[2]

كيفيت

كيفيت به عنوان خصيصه ي چيزي به وي‍ژگي هاي قابل سنجش چيزي اشاره دارد. چيزهايي كه ما مي توانيم آنها را ب ااستاندارد هاي شناخته شده اي چون رنگ،‌خواص الكتريكي،‌چكش خواري و غيره مقايسه كنيم.

كيفيت طراحي مربوط به آن وي‍‍‍‍ژگي هايي است كه طراح به چيزي اختصاص داده است. درجه مواد،‌تولرانس ها و خصوصيات اجرايي همه مربوط به كيفيت طراحي هستند. با به كار بردن موادي با درجه عالي تر تولرانس هاي فشرده تر و سطوح اجرايي معين تر كيفيت طراحي يك محصول افزايش ميابد،‌البته اگر آن محصول مطابق آن ويژگي ها توليد گردد.[3]

 

مهندسی نرم افزار و تولید نرم افزاری با کیفیت بالا

مهندسی نرم افزار، يک روش علمی ، رياضی و اقتصادی برای توليد نرم افزارها است که بر اساس آن، نرم افزار در طی يک فرايند علمی، تجزيه و تحليل، طراحی، پياده سازی، آزمايش و پشتيبانی میشود. بکارگيری مهندسی نرم افزار برای پياده سازی نرم افزارهايی که اهداف مهم و حياتی دارند يک ضرورت است.در مهندسی نرم افزار برای ساخت يک سيستم نرم افزاری سه فرآيند مهم تاثير گذار مي باشند:

فرآيند توسعه:(Development Process) سازماندهی فعاليت ها است برای ساخت يک سيستم.

فرآيند مديريت :(Management Process) انتخاب افراد، تجهيزات و فرآيند هاست برای توسعه يک سيستم و کنترل و نظارت بر روند اجرای پروژه .

فرآيند پشتيباني :(Maintenance Process) کنترل و پشتيبانی نرم افزار پس از توليد آن.

 

در فرآيند توسعه هدف آن است که يک سيستم با مشخصات خواسته شده توليد شود.فرآيند توسعه از مرحله طرح يک راه حل مفهومی برای مساله خواسته شده (مطالعه امکان سنجی) آغاز شده، پس از دريافت خواسته ها و بررسی سيستم ، طراحی صورت گرفته و در نهايت اين طراحی با کمک ابزارهای پياده سازی تبديل به يک سيستم واقعی می شود. هدف اين فرآيند آن است که از يک سو برآورده ساختن نيازهای کاربران و از سوی ديگر کيفيت مناسب عملکرد سيستم تضمين گردد و بنابراين بايستی حاوی مکانيسم هايی برای اعتبار سنجی نرم افزار )خروجی مطابق با خواسته ها ( Validation) و وارسی پذيری نرم افزار )صحت عملکرد خروجی ( Verification) باشد.

با فرض اينکه تمامی نرم افزار های ايجاد شده بر اساس، فرآيند مهندسی نرم افزار توليد شده باشند ، باز هم با هم تفاوت هايی دارند . مسئله تفاوت بين نمونه ها برای تمام محصولات توليد شده توسط انسان وجود دارد . تفاوت های بين نمونه ها ممکن است بدون کمک تجهيزات دقيق اندازه گيری ابعاد فنی و مهندسی آن امکان پذير نباشد اما حتی با دستگاه هايی که به اندازه کافی هم دقيق و حساس نيستند بازهم به اين نتيجه می رسيم که هيچ دو نمونه نرم افزاری شبيه هم نيستند . آنچه در اين ميان اهميت دارد و باعث وضوح اين تفاوت ها می شود، کيفيت نرم افزارهاست.[4]

امروزه با پیشرفت علوم زیستی و روانشناسی کاملاً مشخص شده که موجودی به نام انسان مجموعه ای است از ویژگی های جسمانی و مشخصه های روانی که مطلقاً از یکدیگر قابل تفکیک نیستند. تغییرات بدن انسان مساوی است با تغییرات روح و دگرگونی روح با دگرگونی بدن برابر است. بدن انسان همیشه به صورت یک کل واحد عمل می کند، نه به صورت یکسری بخش های جد از هم. ذهن و بدن از هم جدا نیستند و تقریباً هیچ پدیده ای وجود ندارد که تأثیرات آن تنها جسمی یا روانی باشد. نه ذهن از عناصر و استعدادهای مستقل تشکیل شده است و نه جسم از بخش های متفاوت به وجود آمده است. تغییر در هر بخش آن می تواند برکل بدن اثر بگذارد.

از سویی دیگر، همسازی‌ یکی‌ از متمایزترین‌ جنبه‌های‌ حیات‌ معنوی‌ هر فرد، شخصیت‌ او می‌باشد. شخصیت‌ هر فرد همان‌ الگوی‌ کلی‌ یا ساختمان‌ بدنی‌، رفتار، علایق‌، استعدادها، توانایی‌، گرایش‌ها و صفات‌ دیگر او است‌. به‌ این‌ ترتیب‌ می‌توان‌ گفت‌ که‌ منظور از شخصیت‌، مجموعه‌ یا کل‌ خصوصیات‌ و صفات‌ فرد است‌.

 ورزش و رشد شخصیت

ورزش‌ به ‌طور عمومی‌ سرشار از فرصت‌های‌ مناسب‌ برای‌ برخورد با موانع‌ و مشکلات‌ و اتخاذ شیوه‌های‌ مناسب‌ به ‌منظور رفع‌ آن‌هاست‌. این‌ وضعیت‌ از نظر سلامت‌ روانی‌ افراد و به‌ خصوص کودکان‌ اهمیت‌ بسیار دارد. در واقع‌، انتخاب‌ شیوه‌ یا شیوه‌های‌ ورزشی‌ (تاکتیک‌) که‌ منجر به‌ تسلط‌ و غلبه‌ بر موانع‌ (حصول‌ پیروزی‌) می‌شود، از نظر سلامت‌ روانی‌ بسیار مهم‌ است‌؛ زیرا نه‌ تنها احساس‌ رضایت‌ را در فرد گسترش‌ می‌دهد، بلکه‌ باعث‌ می‌شود در برخورد با موانع‌ و مشکلات‌، روحیه‌ای‌ مقاوم‌، جستجوگر، چاره‌اندیش‌، منعطف‌ و تحمل‌پذیر داشته‌ باشد. بنابراین‌، غلبه‌ کردن‌ بر کشمکش‌ها و مشکلات‌ در ورزش‌، امکان‌ دارد احساس‌ شخصی‌ فرد را در مورد شایستگی‌ و کنترل‌ خویش‌ افزایش‌ دهد، انگیزه‌ درونی‌ او را برای‌ بروز رفتار شایسته‌ بیشتر کند و شخصیت‌ او را به‌شکلی‌ بسیار مثبت‌، تحت‌ تأثیر قرار دهد. یکی‌ از عوامل‌ اصلی‌ رشد و شکوفایی‌ استعدادهای‌ روانی‌ و ذهنی‌ هر فرد‌، حرکت‌ است‌. روان‌شناسان‌ معتقدند که‌ هر قدر میدان‌ وسیع‌تری‌ از نظر محیطی‌، تربیتی‌ و ارتباطات‌ روانی‌ ـ اجتماعی‌ در اختیار انسان‌ گذاشته‌ شود، به‌ رشد بالنده‌ استعدادهای‌ نهفته‌ او کمک‌ می‌کند.

تعریف ورزش و تندرستی

ورزش عبارت است از یک فعالیت نهادینه شده که مستلزم کاربرد نیروی جسمانی شدید با استفاده از مهارت های جسمانی پیچیده به وسیله شرکت کنندگانی است که توسط عوامل درونی و بیرونی تحریک می شوند. این تعریف با فعالیت های ورزشی سازمان یافته ارتباط پیدا می کند. (کوشافر،۱۳۸۱) در جوامع اسلامی با توجه به این که کلیه سیاستگذاری ها در خدمت مکتب می باشد، تربیت بدنی نیز جدا از این اصل کلی نبوده و ضمن این که پی ریزی این علم  بر مبنای مسائل جسمانی و فیزیکی است، ولی در نهایت وسیله ای است که در کمال و تعالی انسان ها موثر بوده و می تواند گامی در جهت اهداف غایی انسان ها که همان سیر الی الله است، بر دارد. (عزیز آبادی فراهانی،۱۳۷۷) همانطوری که با ورزش قوت جسمانی خودتان را تقویت می کنید، قوای روحانیتان را هم تهیه و تقویت کنید. همانطوری که کوشش می کنید جسمتان قوی باشد، کوشش کنید که روحتان هم قوی باشد. (امام خمینی (ره)،۱۳۸۶) از نظر سازمان بهداشت جهانی،«تندرستی صرفاً نداشتن بیماری و ضعف نیست؛ بلکه منظور از آن سلامتی کامل جسمی، ذهنی، اجتماعی و روحی است. در حقیقت دو هدف عمده تندرستی، به تأخیر انداختن مرگ و پیشگیری از بیماری است» (گائینی، ۱۳۸۶)

چکیده ای از تاریخچه پیوند تن و روان

فیلسوفان در بستر تاریخ همواره درباره دوگانگی یا یکپارچگی تن و روان تردید داشته اند. از شواهد موجود چنین بر می آید که در روزگاران کهن، تن و روان را یکپارچه می دانسته اند. در فرهنگ های نخستین عقیده بر این بود که بیماری از رسوخ ارواح خبیثه در بدن ناشی می شود. باستان شناسان جمجمه های سوراخ شده از عصر سنگی پیدا کرده اند که به عمد با ابزارهای سنگی سوراخ شده بودند. گمان می رود که انسان های عصر سنگی می خواستند با سوراخ کردن جمجمه، ارواح خبیثه را از بدن بیمار خارج کنند.

یونانیان از نخستین مردمانی بودند که فرضیه ی جدایی تن و  روان را مطرح کردند. آنان به جای آن که بیماری را  به ارواح خبیثه نسبت دهند، آن را پیامد بر هم خوردن تعادل مایعات بدن می دانستند. بر طبق این فرضیه که ابتدا توسط بقراط عنوان شد و جالینوس آن را بسط داد، بیماری از بر هم خوردن تعادل چهار خلط در بدن ایجاد می شود. این چهار خلط عبارتند از : خون، سوداء، صفرا و بلغم.

تأثیر ورزش در اجتماعی شدن

پژوهش های اجتماعی شدن در ورزش با توسعه ی جامعه شناسی ورزش ارتباط مستقیم داشته است. طی دهه ۱۹۶۰ و اوایل دهه ۱۹۷۰ برای تبیین جنبه های گوناگون شرکت در فعالیت های ورزشی، تلاش بسیاری شده است. اغلب مطالعات اجتماعی شدن در ورزش حول دو مسأله متمرکز بوده است. یکی پیشایندهای شرکت در ورزش یعنی اینکه چگونه و تحت چه شرایطی شخص به ورزش رو می آورد و دیگری پیامد های شرکت در ورزش. این دو فرایند را اجتماعی شدن در نقش اجتماعی و اجتماعی شدن از طریق نقش اجتماعی نیز نامیده اند. لذا در اغلب منابع دو عنوان اجتماعی شدن در ورزش و اجتماعی شدن از طریق ورزش به چشم می خورد. در اولی فرد در نقش ورزشی مانند «ورزشکار» اجتماعی می شود و در دومی به یاد گیری نگرش ها، ارزشها، مهارت ها و  گرایش هایی کلی– مانند جوانمردی، انضباط– اشاره دارد که تصور می شود در فعالیت های ورزشی حاصل آید. اجتماعی شدن از طریق ورزش عبارت است از تأثیر ورزش بر باورها، نگرش ها و عقاید فرد. چنین پنداشته می شود که در درس هایی که از شرکت کردن در ورزش می آموزیم به سایر جنبه های اجتماعی انتقال پذیر است و از این طریق فرد را برای شرکت موفقیت آمیز در آن زمینه ها یاری می دهد.

تأثیر ورزش در شخصیت

شخصیت اجتماعی بیان کننده ی رشد صحیح و طبیعی روانی افراد است. چنانچه تربیت بدنی در یک جامعه مطابق با اصول این علم در نظر باشد، افراد ورزشکار را از فرد گرایی و خود محوری خارج کرده و رشد روحیات طبیعی را در فرد بهبود می بخشد که در نتیجه شکوفا شدن این استعداد، فرد با سایر افراد اجتماع آسانتر ارتباط برقرار کرده و در کنار آنها زندگی می نماید.(عزیزآبادی فراهانی،۱۳۷۳) جرج کلی از روانشناسان معروف، «شخصیت را روش و شیوه خاص هر فردی در جستجو برای پیدا کردن و تفسیر معنای زندگی تعریف می کند .» مطالعات انجام یافته نشان می دهد که ورزشکاران و قهرمانان، با شهامت و فداکار می باشند و بر اراده خود تسلط دارند. (کوشافر، ۱۳۸۱) بازی و ورزش  پیوند تنگاتنگی با رشد و تکامل شخصیت کودک دارند و آن را به مرحله نضج و آگاهی اجتماعی می رساند. پژوهشگران تحقیقات فراوانی پیرامون نقش بازی وگیم ها در اجتماعی شدن و همچنین درباره این مسأله به انجام رسانده اند که چگونه فعالیت های بدنی، روی هم رفته در تکوین تصویر روشنی از بدن در ذهن کودک، که به تصویر بدن معروف است، تأثیر می گذارد.

 

هنگامي يك نرم افزار كاربردي موفق قلمداد مي گردد كه تمام نيارمندي هاي كاربرانش را برطرف سازد و اين بدان معناست كه مدت زماني طولاني بدون عيب و نقص كاركرده يا اصلاح و حتي اعمال تغييرات در آن ساده باشد و بتواند و بايد بتواند كه امور را به گونه اي مناسب تر تغيير دهد. اما وقتي نرم افزاري با موفقيت همراه نيست،‌يعني كاربر از آن ناراضي است،‌مستعد خطاست،‌تغيير آن مشكل است،‌حتي كاركردن با آن سخت و طاقت فرساست.

رخداد هر اتفاق نامطلوب، ممكن است. از اينرو ما همگي مي خواهيم نرم افزاري بسازيم كه بهتر عمل كند و از اتفاقات بدي كه در سايه فعاليت هاي شكست خورده،‌كمين كرده اند،‌بپرهيزد. موفقيت در طراحي و ساخت نرم افزار نياز به انضباط و نظم دارد و البته رهيافتي مهندسي.

گرچه مديران و متخصصان نياز به رهيافتي منظم تر را تشخيص داده اند،‌اما در خصوص كاربرد رهيافت ها نيز به بحث و جدل مشغولند.

هنوز نيز بسياري از افراد و شركت ها نرم افزار را به طور آشفته و نامنظم توليد مي كنند. هرچند سيستم هايي مي سازند كه خدماتي به اكثر فناوري هاي پيشرفته امروزي ارائه مي كنند. بسياري از افراد حرفه اي و دانشجويان از روش هاي مدرن اطلاعي ندارند و در نتيجه كيفيت نرم افزار توليد شده ما دچار نقيصه شده و اتفاقات بدي روي مي دهد.[1]

 توليد نرم افزارهای کاربردی روزبه روزگسترش می يابد و لزوم بکارگيری روش ها و اصول مهندسی نرم افزار در مراحل توسعه ، مديريت و پشتيبانی آنها بيشتر نمود پيدا می کند . کيفيت نرم افزار (Software Quality) شاخص حياتی برای توليد نرم افزار های با کيفيت بالاست که ضمن بالا بردن بهره وری در توليد نرم افزار ها ، به ايجاد نرم افزار های قدرتمند و شکست ناپذير منجر می گردد . همانطور که شاهديم در سال های اخير نگاه علمی به مقوله اقتصاد ، معادلات حاکم بر روابط اقتصادی و تجارت سنتی را تحت تاثير قرار داده و راهبرد توسعه اقتصادی متکی به توسعه صنعتی ، جای خود را به توسعه اقتصادی بر مبنای توسعه علمی داده است . به گونه ای که در اقتصاد دانش محور ، توسعه علم و فن آوری بويژه فن آوری اطلاعات و ارتباطات (IT) به عنوان شيوه ای مطمئن و قدرتمند برای توليد ثروت و توسعه اقتصادی شناخته می شود .در اين بين و با الگو برداری از پيشتازان عرصه توليد نرم افزار همچون کشور های هند و ايرلند و شيوه های بکار رفته توسط ايشان در توسعه اقصادی مبتنی بر نرم افزار، متوجه خواهيم شد که در پس همه اين طرح ها و موفقيت ها بايد به جستجوی زير ساخت ها بر آئيم ، زير ساخت هايی که منجر به توليد و ساخت نرم افزار های قدرتمند و بر پايه اصول علمی در سطح جهانی شده است .

از اين رو وجود زير ساخت های بسيار قوی علمی ، فنی و مهندسی بکار گرفته شده توسط اين کشورها را می توان به عنوان الگويی برای ساير کشورها در نظر گرفت و با بهره گيری از اين تجربيات به ارتقاء جايگاه نرم افزار و صادرات آن و نيز تعامل مثبت آن با اقتصاد پرداخت .مدل سازی نرم افزار ، بکارگيری تکنيک های پيشرفته آزمايش نرم افزار ، مديريت ريسک نرم افزار ، تضمين کيفيت نرم افزار ، مهندسی محصول و .... تنها عناوينی از فهرست گسترده زير ساخت های مرتبط با توسعه نرم افزار های قوی و مهندسی ساز است که در نوشتار حاضر به طور خاص به بررسی علمی و فنی يکی از اين زير ساخت ها با عنوان "تضمين کيفيت نرم افزار" و در زيرشاخه ی آن به کيفيت نرم افزار و راه های تضمين و بهبود آن پرداخته خواهد شد .اين نوشتار با ارائه تعاريف و اهميت نقش کيفيت نرم افزار در توليد سيستم های نرم افزاری مهندسی ساز و ارائه يک نمونه از استاندارد های کاربردی در اين خصوص ، سعي دارد نشان دهد كه توجه به ساخت نرم افزار با کيفيت بالا در جهت بهره گيري مطلوب مي تواند كارآيي سيستم ها را افزايش داده و دستيابي به ظرفيت هاي جديدي را فراهم آورد .[2]

كيفيت

كيفيت به عنوان خصيصه ي چيزي به وي‍ژگي هاي قابل سنجش چيزي اشاره دارد. چيزهايي كه ما مي توانيم آنها را ب ااستاندارد هاي شناخته شده اي چون رنگ،‌خواص الكتريكي،‌چكش خواري و غيره مقايسه كنيم.

كيفيت طراحي مربوط به آن وي‍‍‍‍ژگي هايي است كه طراح به چيزي اختصاص داده است. درجه مواد،‌تولرانس ها و خصوصيات اجرايي همه مربوط به كيفيت طراحي هستند. با به كار بردن موادي با درجه عالي تر تولرانس هاي فشرده تر و سطوح اجرايي معين تر كيفيت طراحي يك محصول افزايش ميابد،‌البته اگر آن محصول مطابق آن ويژگي ها توليد گردد.[3]

 

مهندسی نرم افزار و تولید نرم افزاری با کیفیت بالا

مهندسی نرم افزار، يک روش علمی ، رياضی و اقتصادی برای توليد نرم افزارها است که بر اساس آن، نرم افزار در طی يک فرايند علمی، تجزيه و تحليل، طراحی، پياده سازی، آزمايش و پشتيبانی میشود. بکارگيری مهندسی نرم افزار برای پياده سازی نرم افزارهايی که اهداف مهم و حياتی دارند يک ضرورت است.در مهندسی نرم افزار برای ساخت يک سيستم نرم افزاری سه فرآيند مهم تاثير گذار مي باشند:

فرآيند توسعه:(Development Process) سازماندهی فعاليت ها است برای ساخت يک سيستم.

فرآيند مديريت :(Management Process) انتخاب افراد، تجهيزات و فرآيند هاست برای توسعه يک سيستم و کنترل و نظارت بر روند اجرای پروژه .

فرآيند پشتيباني :(Maintenance Process) کنترل و پشتيبانی نرم افزار پس از توليد آن.

 

در فرآيند توسعه هدف آن است که يک سيستم با مشخصات خواسته شده توليد شود.فرآيند توسعه از مرحله طرح يک راه حل مفهومی برای مساله خواسته شده (مطالعه امکان سنجی) آغاز شده، پس از دريافت خواسته ها و بررسی سيستم ، طراحی صورت گرفته و در نهايت اين طراحی با کمک ابزارهای پياده سازی تبديل به يک سيستم واقعی می شود. هدف اين فرآيند آن است که از يک سو برآورده ساختن نيازهای کاربران و از سوی ديگر کيفيت مناسب عملکرد سيستم تضمين گردد و بنابراين بايستی حاوی مکانيسم هايی برای اعتبار سنجی نرم افزار )خروجی مطابق با خواسته ها ( Validation) و وارسی پذيری نرم افزار )صحت عملکرد خروجی ( Verification) باشد.

با فرض اينکه تمامی نرم افزار های ايجاد شده بر اساس، فرآيند مهندسی نرم افزار توليد شده باشند ، باز هم با هم تفاوت هايی دارند . مسئله تفاوت بين نمونه ها برای تمام محصولات توليد شده توسط انسان وجود دارد . تفاوت های بين نمونه ها ممکن است بدون کمک تجهيزات دقيق اندازه گيری ابعاد فنی و مهندسی آن امکان پذير نباشد اما حتی با دستگاه هايی که به اندازه کافی هم دقيق و حساس نيستند بازهم به اين نتيجه می رسيم که هيچ دو نمونه نرم افزاری شبيه هم نيستند . آنچه در اين ميان اهميت دارد و باعث وضوح اين تفاوت ها می شود، کيفيت نرم افزارهاست.[4]

به خود مي باليم در كشوري زندگي ميكنيم كه جاي جاي آن عطرآگين از حضور شهيداني است كه تاريخ مارا با نثار خون خويش ، براي سربلندي ایران عزيز رقم زدند.به روح پاكشان درود مي فرستيم و خاضعانه در برابر آرمان هاي بزرگ امام سر فرود مي آوريم.

زمینه ها و دلایل آغاز جنگ

از زمان به قدرت رسیدن حزب بعث در عراق در سال ۱۹۶۸ میلادی، عراقی‌ها رؤیای رهبری جهان عرب را در سر می‌پروراندند. از سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۰ درآمدهای نفتی عراق افزایش یافت. این موضوع به عراق کمک می‌کرد تا خلاء ناشی از مرگ جمال عبدالناصر در صدر رهبری اعراب را پر کنند. زیرا مصر پس از پیمان کمپ دیوید نفوذ خود در میان اعراب را از دست داده بود.

در جریان اعمال حاکمیت ایران بر جزایر سه‌گانه تنب بزرگ، تنب کوچک و ابوموسی عراق روابط دیپلماتیک خود را با ایران قطع کرد و از اتحادیه عرب خواست تا آنان نیز چنین کنند. درخواستی که از سوی اتحادیه عرب رد شد. عراق همچنین اعتراض رسمی‌ای به سازمان ملل نوشت که توسط این سازمان نادیده گرفته شد. عراقی‌ها که از همه جا سرخورده شدند، دست به اخراج ۷۰۰۰۰ ایرانی ساکن عراق زدند. در سال ۱۹۷۴ تنش در روابط دو کشور به اوج خود رسید و درگیری‌های نظامی مرزی پراکنده کم‌کم به جنگی تمام عیار تبدیل شد. تنش به قدری بالا گرفت که کورت والدهایم دبیرکل سازمان ملل متحد ناچار به مداخله و اعزام نماینده ویژه به مرزهای دو کشور شد. نتیجه گزارش این نماینده منجر به صدورقطعنامه ۳۴۸ شورای امنیت شد که در آن طرفین ملزم به حل اختلاف مرزی میان خود شدند.

در پیمان‌نامه ۱۹۷۵ الجزایر ایران به‌طور ضمنی پذیرفت که در ازای رفع اختلافات مرزی آبی در اروندرود بر اساس خط تالوگ، دست از حمایت از کردهای عراق بردارد. این نقش را بعدها اسرائیل به تنهایی در برابر کردها برعهده گرفت. بنابراین عراق که در طول سال‌های بعد سیاست‌های ضد غرب و ضدصهیونیستی را تبلیغ می‌کرد، در سال ۱۹۸۰ و پس از سقوط شاه، سیاست ایرانی ستیزی را در دستور کار عراقی‌ها قرار داد. صدام متوجه خلاء ناشی از سقوط شاه ایران به عنوان ژاندارم خلیج فارس شده بود و تلاش داشت تا نقشی که پیش از آن محمدرضا پهلوی ایفا می‌کرد را برعهده گیرد. او برای این‌کار نیاز به مرز آبی کافی و تسلط بر خلیج فارس داشت. عراق از زمان عبدالکریم قاسم، خوزستان را بخشی از عراق می‌دانست که توسط حکومت عثمانی به ایران تقدیم شده بود و به همین دلیل از تجزیه طلبان خوزستان حمایت می‌کرد. حمایتی که با قرارداد الجزایر برای مدتی متوقف شده بود؛ ولی تحرکات تحریک آمیزی چون نمایش نقشه منطقه که در آن خوزستان «عربستان» نامیده شده و بخشی از خاک عراق بود از تلویزیون بصره ادامه داشت.  به گفته جیمز بیل، دلیل اصلی شروع جنگ و مناقشات سیاسی قبل از آن را به طور کلی می‌توان در «تسلط یافتن بر خلیج فارس» دانست. تحقق این هدف برای مصر و عربستان سعودی و سایر شیخ نشین‌های منطقه چندان ناخوشایند نبود.  سفیر عراق در لبنان در ۱۲ آبان ۱۳۵۸ در مصاحبه با روزنامه النهار بیروت گفت:

بهبود شرایط با ایران منوط به تحقق ۳ شرط اصلی است: ۱-تجدیدنظر در پیمان نامه۱۹۷۵ الجزایر درباره اروند رود ۲-اعطای خودمختاری به عشایر کرد و بلوچ و عرب ۳-خروج نیروهای نظامی ایران از جزایر سه‌گانه ایرانی مورد مناقشه و سراسر خلیج فارس

صدام حسین مدعی بود که نظام بعثی از همان ابتدای انعقاد قرارداد مرزی ۱۹۷۵ در زمان شاه، خود را مغبون می‌دیده. به نظر می‌رسد که باور عمومی در میان مقامات عراق این بود که پس از انقلاب، ایران دچار ضعف شده و برای عراق فرصت مناسبی فراهم آورده تا توازن قبلی قوا در خلیج فارس را با یک حمله نظامی برهم زده و همزمان راه‌حل جدیدی برای مشکلات عراق با شیعیان جنوب و کردهای شمال این کشور جلوی پای آنان بگذارد.  از سوی دیگر تنها دو ماه پیش از آغاز جنگ، صدام حسین و زیبیگنیو برژینسکی درعمان با یکدیگر دیدار کردند. باور بنی صدر این بود که برژینسکی در این ملاقات به صدام اطمینان داده که ایالات متحده مخالفتی با الحاق خوزستان به عراق ندارد.

پس از وقوع انقلاب ۱۳۵۷، عراق برخی ناآرامی‌های سیاسی را زیر سر سید محمد باقر صدر و با حمایت و تشویق ایران می‌دانست. صدام حسین، از وجود یک همسایه انقلابی شیعه در مرزهای شرقی خود احساس خوبی نداشت.  رهبران ایران نیز رسماً اعلام می‌کردند که به سیاست صدور انقلاب ایران به سایر کشورها می‌اندیشیدند. روح‌الله خمینی معتقد به صدور انقلاب اسلامی به دیگر ملل بود و در نخستین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی (۲۲ بهمن ۱۳۵۸) اظهار داشت:

ما انقلابمان را به تمام جهان صادر می‌کنیم

همچنین او در ۱۹ فروردین ۱۳۵۹ در پیامی که دربارهٔ قطع رابطه آمریکا با ایران داده بود به صدام اشاره کرد و گفت:

صدام حسین که همچون شاه مخلوع چهره قبیح غیراسلامی و انسانی خود را نشان داده و به هدم اسلام و حوزه مقدسه نجف کمر بسته و با مسلمانان مظلوم برای رضای کارتر، آن کند که مغول کرد، و با علمای اسلام خصوصاً حضرت آیت اللّه آقای سید محمدباقر صدر، آن کند که رضاخان و محمدرضا پهلوی با علما و روحانیون و سایر طبقات کردند، باید بداند که با این اعمال ضد اسلامی، گور خودش و رژیم تحمیلی غیرانسانی و غیرقانونی بعث را با دست خود می‌کند.

ملت شریف عراق! شما اخلاف آنان هستید که انگلیس را از عراق راندند؛ بپا خیزید و قبل از آنکه این رژیم فاسد همه چیز شما را تباه کند، دست جنایتکار او را از کشور اسلامی خود قطع کنید. ای عشایر فرات و دجله! همه با هم و با همهٔ ملت اتحاد کنید و این ریشهٔ فساد را قبل از آنکه فرصت از دست برود، قلع و قمع نمایید، و برای خدا دفاع از کشور اسلامی خود و از اسلام مقدس نمایید که خدا با شماست. ای ارتش عراق! اطاعت از این مخالف اسلام و قرآن نکنیدو به ملت بگرایید و دست آمریکا را که از آستین صدام بیرون آمده است قطع کنید و بدانید اطاعت از این سفاک، مخالفت با خدای متعال است و جزای آن عار و نار است.

مدتی بعد در ۲۸ فروردین ۱۳۵۹ روح‌الله خمینی در جمع فرماندهان بسیج ضمن سخنانی ارتش عراق را به کودتا علیه صدام تشویق کرد:

صاحب منصبهای خوب ما داریم در عراق. صاحب منصبهای صحیح و متدین هستند. خود آنها کودتا کنند و این را از بین ببرند؛ و حرام است بر آنها که یک قدم دنبال این شخص لعین باشند؛ و باید قیام کنند بر ضد او و مملکت خودشان را اسلامی کنند و حکومت خودشان را اسلامی کنند و قواعد هم اسلامی باشد.

در پیامی که به مناسبت کشته شدن سید محمد باقر صدر منتشر شد، روح‌الله خمینی بار دیگر بر قیام مردم و ارتش عراق علیه صدام تأکید کرد:

عجب آن است که ملتهای اسلامی و خصوصاً ملت شریف عراق و عشایر دجله و فرات و جوانان غیور دانشگاه‌ها و سایر جوانان عزیز عراق از کنار این مصایب بزرگ که به اسلام و اهل بیت رسول اللّه ـ صلی اللّه علیه و آله ـ وارد می‌شود بی‌تفاوت بگذرند و به حزب بعث فرصت دهند که مفاخر آنان را یکی پس از دیگری مظلومانه شهید کنند؛ و عجب‌تر آنکه ارتش عراق و سایر قوای انتظامی آلت دست این جنایتکاران واقع شوند و در هدم اسلام و قرآن کریم به آنان کمک کنند.

من از رده بالای قوای انتظامی عراق مأیوس هستم؛ لکن از افسران و درجه‌داران و سربازان مأیوس نیستم و از آنان چشمداشت آن دارم که یا دلاورانه قیام کنند و اساس ستمکاری را برچینند همان سان که در ایران واقع شد؛ یا از پادگانها و سربازخانه‌ها فرار کنند و ننگ ستمکاری حزب بعث را تحمل نکنند. من از کارگران و کارمندان دولت غاصب بعث مأیوس نیستم؛ و امیدوارم که با ملت عراق دست به دست هم دهند و این لکهٔ ننگ را از کشور عراق بزدایند.

عراق مدعی بود که وارد یک جنگ دفاعی شده و از حق مشروع خود برای دفاع از حاکمیت و تمامیت ارضی و بازپس‌گیری اراضی خود با توسل به زور استفاده می‌کند. آن‌ها معتقد بودند که حکومت ایران تمام راه‌های حل مسالمت‌آمیز اختلافات دو کشور را مسدود کرده‌است. پیش از آغاز یورش بارها ایران را به اقدامات تجاوزگرانه نسبت به عراق و دخالت در امور داخلی خود از جمله حمایت از حزب غیرقانونی الدعوه می‌کردند. رهبران ایران هم در بخش عربی رادیو دولتی این کشور به بدگویی شدید از حکومت بعث عراق پرداخته و آن را یک حکومت ضد اسلامی و دست‌نشانده قدرت‌های امپریالیستی معرفی می‌کردند. حکومت عراق نیز متهم می‌شد که به اقدامات تجاوزگرانه از جمله حمایت علنی از شورشیان جدایی‌خواه در خوزستان و قول کمک به آن‌ها برای آزادی «عربستان»، نامی که حکومت عراق بر این استان نهاده بود، می‌پردازد و دریادار احمد مدنی استاندار وقت خوزستان گفته بود که عراق برای شورشیان سلاح ارسال می‌کند. در چندین مورد حتی نیروهای عراق حملاتی را به شهرهای مرزی ایران ترتیب دادند که یکی از آن‌ها یورش به شهری در کردستان ایران در ژوئن ۱۹۷۹ و دیگری به شهر صالح‌آباد در جنوب بود که چندین کشته به جا گذاشت. در نیمه اول سال ۱۹۸۰ (زمستان ۵۸ و بهار ۵۹) چندین درگیری مرزی دیگر هم بین دو کشور رخ داد.

با این وجود یک سال پیش از جنگ، آمریکا دولت مهدی بازرگان را از احتمال بروز جنگ باخبر کرده بود. مقامات آمریکایی گزارش دادند:

مانورهایی با حضور مشترک یگان‌هایی مختلف و تمرین‌هایی برای گسیل و حرکت سریع یگان‌هایی بزرگ در مسیر شط‌العرب (اروند رود) رودی که مشخص‌کننده جنوبی‌ترین بخش مرز میان عراق و ایران است، در جریان است. عراق هم‌چنین مقادیر عظیمی ابزارآلات و تمهیدات جنگی را در این منطقه دارد جاساز می‌کند، این ابزارآلات و تمهیدات را پنهان و استتار می‌کند، و مشغول اجرای طرح‌های مهندسی نظامی‌ای است که حمله به ایران را برایش تسهیل خواهند کرد.

آغاز تهاجم

در جريان كنفرانس سران اوپك كه در سال 1353 در شهر الجزيره تشكيل شد ،  با تلاش هايي كه رييس جمهور الجزاير به عمل آورد  ، مذاكراتي بين شاه ایران و صدام حسين انجام شد كه نتيجه آن اعلاميه (6 مارس 1975) بود كه به قرداد 1975 الجزاير معروف شد.صدام حسين با پاره كردن قرداد 1975 الجزاير در مقابل دوربين هاي تلويزيوني ، جنگ و تجاوزعليه ایران را در ساعت 20/14 روز 31 شهريور ماه 1359 با حملات هوايي آغاز و ظرف چند ساعت ، 19 نقطه مهم ، از جمله فرودگاه هاي كشور مارا مورد هدف قرار داد.
رژیم بعثی عراق در پي موافقت كاخ سفيد ، عمليات تهاجم سر تا سري ارتش خود به خاک ایران را با رمز (يوم الرعد)به معناي (روز تندر) آغاز كرد.

دفاع مقدس و آمار

در كل دفاع مقدس 7 سال و 11 ماه ،  يا 2900روز و به عبارتي ديگر 95 ماه طول كشيد كه اين مدت دو برابر جنگ دو كره و دو برابر جنگ جهانی اول مي باشد.
مجموعا در طول8 سال دفاع مقدس 163 عمليات كوچك و بزرگ وبه طور تقريبي هر 7 ماه يك عمليات عليه دشمن انجام شده كه در اين ميان 19 عمليات بزرگ ، 19 عمليات متوسط و125 عمليات كوچك انجام شده است.

شهداء

تعداد كل شهدای جنگ ایران و عراق ، طي آخرين آمار 188 هزار و 15 نفر اعلام شده است. در جنگ تحمیلی 172056 نفر در درگيري با دشمن و 15959 نفر در بمباران شهر ها به شهادت رسيده اند.

چکیده:            
روابط انسانی عبارت است از شیوه ی رفتار کردن و احترام گذاردن به موقعیت های اجتماعی و افراد یا گروه هایی که سبب خلق این موقعیت ها شده اند.در روابط انسانی سازمان یافته، اختلاف نژادی، اخلاقی، طبقات اجتماعی یا اقتصادی، فرهنگی و آموزشی مطرح نیست، بلکه احترام گذاشتن به شخصیت فرد و محترم شمردن ارزش های انسانی افراد مهم است. (بوی کین) رفتار سازمانی یکی از دانش های میان رشته ای است که مطالعه رفتار فرد، گروه، و سازمان را برعهده دارد. رفتار سازمانی نشات گرفته از علوم اجتماعی، روان شناسی، جامعه شناسی، اقتصاد، مردم شناسی، علوم سیاسی و مدیریت می باشد و از تمامی این زمینه ها مدل هایی را برای مطالعه ی رفتار افراد در سازمان به کار می گیرد. این رشته فرصت به کارگیر ی همزمان چندین دیدگاه را برای شناخت حوادث ویژه و مشخص به دست می دهد؛ بدین ترتیب رفتار سازمانی فرد را در شناخت پیچیدگی سازمان ها، معضلات و مسائل سازمانی توانمند می سازد.

مقدمه 

سازمان ها برای آن تاسیس شده اند که به عنوان موثرترین و کارسازترین واحدهای اجتماعی هدف های خود را درحد انتظار جامعه تحقق بخشند. از این رو، تمام کوشش های سازمانی، غالبا در جهت ترویج و تشویق رفتارهایی است که از لحاظ سازمان اثر بخش و مولد، و از لحاظ کارکنان سازمانی رضایت بخش و پاداش دهنده باشند. 

مهم ترین ملاک های سنجش رفتار در سازمان ها عبارتند از: اثربخشی، کارآیی، رضایت و روحیه. 
اثر بخشی میزان توافق رفتار سازمانی با انتظارات سازمانی است. کارآیی تابعی است از توافق رفتار سازمانی با نیازها و مقاصد شخص.

رفتار سازمانی یک رشته ی دانشگاهی است که تاکید آن بر فهم و توصیف رفتار انسان در محیط سازمانی، و هدف و کوشش آن پرتو افکنی بر کل عامل پیچیده ی انسان در سازمان ها و تعیین علت و معلول های رفتار است. روابط انسانی گامی فراتر نهاده به منظور ایجاد همکاری انسانی در جهت پیشبرد هدف های سازمانی، دانش و معرفت رفتاری فراهم می سازد. رفتار سازمانی بیشتر جنبه ی نظری و پژوهشی دارد و روابط انسانی به کاربرد نظریه ها و یافته های علمی می پردازد. اولی در صدد فهم رفتار پیچیده ی داخل سازمان ها ست و دومی از فهم و درک رفتار سازمانی درموقعیت های عملی استفاده می کند. 

منظور از روابط انسانی اشاره به کنش های متقابل انسانی است که ضمن کار و فعالیت افراد در چارچوب ساختار رسمی سازمان پدید می آید. هدف از توجه به این نوع روابط، مطالعه ی رفتار انسانی در سر کار است تا با تحلیل و شناخت آن بتوان به بهتر انجام دادن کار و تحقق هدف های سازمان مساعدت کرد.

رفتار سازمانی هنگامی بروز می کند که فرد می کوشد با محیط یا موقعیتی که رعایت الگوهای رفتاری معینی را اقتضا می کند، به طریقی موافق با الگوی ویژگی های شخصیتی خویش سازگار  شود. 
روابط انسانی حاصل مطالعات هاثورن بود. طبق این نظریه انسان ها به جز پول با عوامل دیگری نیز برانگیخته می شوند. افراد به عنوان موجودات اجتماعی در پاسخ به محیط کار برانگیخته می شوند. طبق این نظریه وجود انگیزه ی مناسب مانند رضایت شغلی، موجب بالا رفتن عملکرد کارکنان می شود.دیدگاه روابط انسانی بیشتر سوالات مربوط به رفتار انسان را بدون جواب باقی گذارده است. با این حال یکی از نظریه پردازان اولیه این نهضت یعنی آبراهام مزلو تئوری مهم نیاز در انگیزش را ارائه داده است.     

بررسی موضوع

تعریف روابط انسانی:

برای برقراری روابط انسانی و ارتباط مطلوب میان رئیس و مرئوس دو شرط نیت خیر و احترام متقابل لازم است، ولی این دو مقوله کافی به نظر نمی رسند. «سرپرست آموزشی باید به ارزش شخصیت دیگران اعتقاد داشته باشد و به خواسته ها و احساسات معقول آنها احترام گذارد و بداند زندگی و کار با هم آمیخته اند و رضایت خاطر در کار می تواند تا حد زیادی رضایت زندگی را حاصل کند». (کیمبل وایلز)
روابط انسانی، توسعه دادن مهارت عملی است تا شخص بیاموزد چگونه خویش را با محیط اجتماعی خود سازگار سازد. مهارت انسانی یعنی قابلیت برقراری ارتباط با عقاید و احساسات دیگران، تا با دریافت پاسخ مطلوب و ایجاد ارتباط از سوی دیگران خوی اجتماعی بودن در وی پرورش یابد (روتلس برگر).

روابط انسانی خوب در مدیریت بر بنیان های احترام متقابل، نیت خیر، ایمان به ارزش ها و شئون انسانی و شخصیت های فردی استوار است. (دانیل گریفیث)

logo-samandehi